|
تست
کاريکلماتور
ـ چون خطم شکسته بود، آن را نزد شکستهبند بردم.
ـ سلمانی محل ما این روزها با ماشین اصلاحش سر کار میآید.
ـ میترسم این بیکاری عاقبت کار دستم بدهد.
ـ چون خیلی روشنفکر است، ار رفتن برق هراسی ندارد.
ـ افراد سربهزیر چیزهایی را پیدا میکنند که افراد سربههوا گم کردهاند.
ـ کوه برای دیدار دره از خودش پایین میآید.
ـ دهن گربه با شنیدن سوت بلبلی آب میافتد.
ـ با دودی که اتوبوسها دارند نباید موی سر کسی سفید بشود.
ـ پرنده ساعت به آب و دانه احتیاج ندارد.
ـ برای چشمی اشک میریزم که نگاهش ته کشیده است.
ـ وقتی زهرهام ترک خورد، ترس با وحشت سیلی به صورتم نواخت و دلم تاپتاپکنان ترکید.
ـ تفنگی که چشمانش ضعیف شده باشد با دوربین به هدفهای زیبایش مینگرد.
ـ تفنگ توبهکار تیر را به بیرون تف کرد.
ـ آنقدر نگاهش سرد بود که مسیر نگاهش یخ زد و احساسش هم قندیل بست.
ـ در مهمانی مجلل واژهها، زبان و لبانم به ساز افکارم میرقصیدند.
ـ وقتی که سفره دلش را باز کرد، چیزی بجز نان خشک و نمک ندیدم.
فرهنگ عاميانه (1)
ماشين نوشته ها
1. مناز به زمانه که او کمرشکن است مناز به رنگ لباست که آخرش کفن است
2. با خلق این زمانه / سلام و والسلام
3. فاصله بگیر باوفا
4. دنبالم نیا من خودم گمشدهام
5. کشتی عشق است یارب ناخدایش باش
6. تو که مشتاق منزلی مشتاب!
7. در ره منزل لیلی که خطرهاست درآن/ شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
8. هر که آمد عمارتی نو ساخت/ رفت منزل به دیگری پرداخت
9. تو نیکی میکن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز
10. تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن به دمی یا قدمی یا درمی یا کرمی
11. تا بندگی نکنی تابندگی نکنی!
12. ای مالک من، من ملک توام، در ملک توام، قائم به توام، جز تو خریدار ندارم
13. تلخی عمر بشر حاصل بیتجربگیست
14. مرنج و مرنجان
15. اسب نفسبریده را طاقت تازیانه نیست
16. تا توانی دلی به دست آور/ دل شکستن هنر نمیباشد
17. خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری! من چون تویی دارم و تو چون خود نداری.
18. مروارید خلیج فارس
19. آبها3/2 عالم را فرا گرفتهاند، ماهی قرمز! در حوض کوچک چه میکنی؟
20. اگر صخره در مسیر رود نبود، رود هیچ آوازی سر نمیداد
فرهنگ عاميانه(2)
ماشين نوشته ها
-غریبه غم مخور من هم غریبم
-دو کار از دو کس بر نیاید
-مردی از نامرد و نامری از مرد
-حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی
حیف از کسی که رنج کشد بهر ناکسی
-حیف که جوان نمیداند و پیر نمیتواند
-به دنیا دل مبند که عروس هزاران داماد است
-صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
-در دایره قسمت ما نقطهی تسلیمایم
تا حکم چه فرمایی
-منم گدای فاطمه
-ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
بزن بر طبل بیعاری که آنهم عالمی دارد
-در محفل لیلی
مخور گول تریلی!
-یالان دنیا
-دنیا غروب آرزوهاست
-عالم به علی نازد
مولا به ابوالفضل
-سفیری از سوئد (ولوو)
-خیلی لو30
-موی سپیدم را فلک به رایگان نداد
ماشين نوشته ها
فرهنگ عاميانه
1. تلخی عمر بشر حاصل بیتجربگیست
2. مرنج و مرنجان
3. اسب نفسبریده را طاقت تازیانه نیست
4. تا توانی دلی به دست آور/ دل شکستن هنر نمیباشد
5. خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری! من چون تویی دارم و تو چون خود نداری.
6. مروارید خلیج فارس
7. آبها3/2 عالم را فرا گرفتهاند، ماهی قرمز! در حوض کوچک چه میکنی؟
8. اگر صخره در مسیر رود نبود، رود هیچ آوازی سر نمیداد
9. مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما / غافل از این که خدا هست در اندیشه ما
10. نعمت روی زمین قسمت پر رویان است/ خون دل میخورد آن کس که حیایی دارد
11. لطفاً مرا تعمیر کنید
12. اسیر پنجه تقدیر
13. تک درختم سوخت/ نذار جنگل بسوزه
14. گلی خوشبوتر از بابا ندیدم
15. به هر کس میکنم جانم فدا / عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا؟
.
فرهنگ عاميانه 03
ماشين نوشته ها
1. سلام ای ساقی ساغر شکسته
2. هرکس بد ما به خلق گوید / ما چهره او نمیخراشیم / ما خوبی او به خلق گوییم / تا هر دو دروغ گفته باشیم
3. یک دل و این همه آرزو
4. پیکان حلب و ژیان مقواست / نیسان نهنگ تمام دریاست!
5. خنده میبینی ولی از گریه غافلی
6. آن زمان که محتاج تو بودم تو در کنارم نبودی
7. از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
8. غذا فقط کباب، میوه فقط موز، ماشین فقط وانت
9. جهان به چشم بینیازان زیباست
10. از گل وفا مجوی که زادهاش خار است
11. تیرهروزان جهان را به چراغی دریاب / که پس از مرگ تو را شمع مزاری باشد
12. زیبارویان بیوفایند
دنیا زیباست اما..
آخرين بروز رساني ( سه شنبه, 02 تیر 1388 16:33 )
|