مشاوره

مختصر الاحکام

 

رساله عملیه حضرت ایه الله شریعت فلاورجانی

زندگینامه وسوابق علمی

 

 

آرشیو مطالب

احکام شرعی ویژه 2
نوشته شده توسط مدیر سایت   
دوشنبه, 04 مهر 1390 15:58
مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

 

 

آیا طبق نظر آیت الله العظمی خامنه ای:
1- زن می تواند با آرایش هایی همچون چیدن ابرو، تراشیدن موهای بالای لب و استفاده از سرمه های آرایشی در اجتماع حضور پیدا کرده و خود را در معرض دید نامحرمان قراردهد؟
2- در صورت وجود اشکال، آیا این حکم شامل کحل هم می شود؟
3- آیا اگر آرایش، خیلی کم بوده و قابل توجه نباشد، جایز است؟


1 و 2: جایز نیست و تفاوتی میان انواع وسیله­ی زینت نیست.

3: اگر عرفاً زینت محسوب می­شود، جایز نیست.

 

طبق فتوای رهبر، نماز مغرب چه زمانی قضا می شود؟ با توجه به اینکه برخی از مراجع، زمان قضای نماز عشا را نیمه ی شب و برخی دیگر، اذان صبح می دانند، طبق فتوای ایشان، نماز عشا چه زمانی قضا می شود؟


پاسخ دفتر مقام معظم رهبری:

آخر وقت نماز مغرب و عشا نصف شب شرعى است (15/11 ساعت بعد از  ظهر شرعی) و احتياط آن است که اگر تا آن موقع نماز را نخوانده است، تا طلوع فجر به قصد ما فى‌الذمّه[i][1] به­جا ­آورد و پس از آن نماز قضا مى‌شود[i][2]. در واقع نظر ایشان در مساله­ی ادای نماز بعد از نیمه شب یا نیمه شب شرعی، با امام راحل (ره) یکی است.

در تحریر الوسیله ی امام خمینی (ره) آمده است: وقت نماز مغرب و عشا از مغرب (موقعی که قرمزی سمت مشرق در آسمان از بین برود) تا نیمه شب می باشد. از این زمان، به اندازه ی سه رکعت اول آن، به نماز مغرب اختصاص دارد که به جا آوردن نماز عشا در این وقت جایز نیست. همچنین به اندازه ی چهار رکعت، برای کسی که در وطن خود می باشد (حاضر)، و به اندازه ی دو رکعت، برای کسی که مسافر است، از آخر این وقت، به نماز عشا اختصاص دارد و نمی توان در آن، نماز مغرب را به جا آورد.

بنابراین، نماز مغرب وقتی قضا می شود که به اندازه چهار رکعت (برای حاضر) یا به اندازه دو رکعت (برای مسافر) به نیمه شب وقت باقی مانده باشد و پایان وقت نماز عشا نیمه شب است و اگر کسی نماز مغرب و عشا ی خود را از نیمه شب به تأخیر انداخت (چه اضطرارا باشد و چه عمدا) و خواست بعد از نیمه شب تا اذان صبح، آن را به جا آورد، احتیاطا نه به نیت ادا و نه به نیت قضا، بلکه به نیت مافی الذمّه به جا آورد.[i][3]

اما پاسخ دفاتر سایر مراجع:

دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی «مدظله العالی»:

تا اذان صبح بدون نیت ادا و قضا بخواند و اگر بعد از اذان صبح می خواند نیت قضا کند

 

آیا طلاقی که از طریق SMS (پیام کوتاه تلفن همراه) انجام شود، صحیح است؟

طلاق از نظر اسلام دارای شرایطی است:

شرایطی برای مرد که طلاق دهنده است[i][1]، مثل اینکه باید:

1 ـ عاقل باشد (دیوانه نباشد)

2 ـ بالغ باشد (بچه و کودک نباشد)

3 ـ با قصد و اختیار همسرش را طلاق بدهد. (از روی شوخی و اکراه و اجبار نباشد)

و همچنین شرایطی برای زن، از جمله:

1 ـ همسردائمی باشد (همسر موقت نباشد)

2 ـ از خون حیض و نفاس پاک باشد و اگر زن پاک نباشد، طلاق او صحیح نیست.

همچنین صیغه ی طلاق هم دارای شرایط زیر می­باشد:

1 ـ باید صیغه ی خاص شرعی آن باشد.

2- باید به صورت گفتاری با لفظ و کلمات باشد و با نوشتن و یا اشاره کردن، طلاق واقع نمی­شود مگر اینکه فرد گنگ و لال باشد[i][2].

3ـ باید در حضور دو شاهد عادل (دو مرد) بیان شود.

لذا طلاقی که با تلفن همراه و از طریق SMS صورت می­گیرد، حتی اگر از جانب شوهر باشد، فایده­ای ندارد چرا که طلاق باید با الفاظ، به صورت گفتار، و در حضور دو شاهد عادل باشد. ضمنا حضور زن شرط نیست، زیرا طلاق از ایقاعات است؛ یعنی انشای یک طرفه[i][3] است که فقط توسط شوهر یا وکیل او انشا می­شود.[i][4]

البته بعد از اینکه طلاق با همه ی شرایط انجام شد، شوهر یا فرد دیگر می تواند آن را با هر وسیله ای ( از جمله SMS) به اطلاع زن برساند.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

کفایت نمی کند.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (مدظله العالی):

خیر طلاق باید با شرایط خود انجام شود. بلی می توان به این وسیله خبر وقوع طلاق را به کسی داد.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی بجهت (مدظله العالی):

طلاق باید در حضور دو شاهد عادل با دیگر شرایط انجام شود.


لطفا دلايل حرمت و حلیت موسیقی را بیان فرماييد.


موسیقی و غنا در اصطلاح فقه با یکدیگر فرق دارد. غنا عبارت است از آوازی که از حنجره بیرون آمده و در گلو چرخانده شود، در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کرده و مناسب مجالس لهو و خوش گذرانی باشد. اما موسیقی آهنگی است که از آلات موسیقی پدید می آید.

با توجه به برخی آیات و روایات و سخنان برخی روان شناسان، مواردی هم چون گرایش انسان به فساد و فحشا، غفلت از یاد خدا، تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب و استفاده سوء استعمارگران از آن را می توان از جمله حکمت های حرمت موسیقی و غنا دانست.

دلایل اصلی حرمت موسیقی (یا حلیت برخی اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) است. از میان آیات قرآن می توان به آیه های 72 سورۀ فرقان، 30 سورۀ حج، 3 سورۀ مؤمنون و 6 سورۀ لقمان اشاره کرد که ائمه (ع) در تفسیر آنها فرموده اند، مراد از واژه های "قول زور" ، "لهو" و "لغو "در این آیات، غنا است.

همچنین روایاتی وجود دارد که در اثبات حرمت غنا به آنها استدلال شده و به دسته ای دیگر از روایات که در آنها آلات موسیقی و استعمال آنها حرام شمرده شده، برای اثبات حرمت برخی موسیقی ها استدلال شده است.

از آن جایی که غنا به معنای کشیدن صدا و هر گونه صدا و آواز استعمال شده، به همین جهت همۀ فقها "لهوی بودن" را از قیود غنای حرام می دانند و برخی نیز قید "مطرب" بودن را به آن افزوده­اند. در مورد موسیقی نیز اکثر فقها نوع لهوی آن را حرام می دانند و برخی موسیقی مطرب را نیز حرام می دانند.



آيا چرم مبلمان خانۀ دوست من که روی آن كلمات خارجی نوشته شده، از کشور های خارجی (غیر مسلمان) وارد شده و نجس است؟ یا چون من به وسواس مبتلا هستم، فکر می کنم كه چرم خارجی و نجس است؟


نوشته های خارجی روی مبلمان در همه جا و همۀ کشورها، دلیل بر خارجی بودن و غیرمسلمان بودن کشور تولید کنندۀ چرم نیست و در این باره نباید وسواس داشته باشید.

وسواس داشتن، یک نوع بیماری روحی است که انسان باید سعی کند آن را از خود دور نماید.

به هر حال حکم مسئله ای که پرسیده اید به طور خلاصه این است:

وسایل چرمی؛ نظیر روکش مبل، کیف، کفش، کمربند و به طور کلی تمام وسایلی که در ساختمان آنها چرم یا اجزای دیگری از حیوانات؛ مانند استخوان ،روده و... به کار رفته باشد، اگر از حیوانات نجس العین؛ مثل سگ و خوک باشد قطعاً نجس است. همچنین اگر چرم در کشوری غیرمسلمان تهیه شده باشد، هر چند از حیوانات حلال گوشت؛ مانند گاو، گوسفند، شتر و ... باشد؛ به دلیل آن که حیوان، ذبح شرعی نشده، نجس است.

اما اگر چرم، در کشورهای اسلامی و از حیواناتی که نجس العین نباشد تولید شده باشد و بعدآً  به کشور دیگری صادر شده و در آن جا در تولیدات دیگر به کار رفته باشد، در این صورت، چرم پاک است و استفاده از آن اشکالی ندارد، هر چند روی آن نوشته های خارجی باشد و این مبلمان یا... درکشوری غیر اسلامی ساخته شده باشد.[i][1]

همچنین اگر مبلمان در کشوری غیرمسلمان ساخته شده، اما ما نمی دانیم چرم آن تولید کشورهای اسلامی است یا تولید کشورهای غیر اسلامی، در این صورت نیز نمی توان حکم به پاک بودن آن کرد. ولی اگر مبلمان در کشور مسلمان ساخته شده و نمی دانیم چرم آن تولید چه کشوری است (مسلمان یا غیر مسلمان)، در این صورت استفاده از آن اشکال ندارد.[i][2]

به هر حال اگر مبلمان از چرم نجس هم که باشد، می شود از آن استفاده کرد.

با سه شرط نجاست مبلمان به شما سرایت می کند:

1. یقین به نجاست مبل داشته باشید.

2. چیز نجس با شما که پاک هستید، ملاقات کند.

3. هر دو يا يكى به طورى تر باشد كه رطوبت يكى به ديگرى برسد، و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد، چيزى كه پاك بوده نجس نمى‏شود.[i][3]

به هر حال اگر در هر مرحله ای شک داشته باشید، نجس نمی شوید.


اصلاح ژنتيكي از نظر اسلام به چه شكل است؟ و بدنيا آمدن يك فرد با اين روش چه شكلي است و مسئله ی روح را چگونه حل مي كنيد؟

اصلاح ژنتیکی در علم پژشکی اقسامی دارد که با توجه به نوع آن، طبیعی است که حکم آن نیز فرق می کند اما به طور کلی اگر اصلاح مزبور بر روی جنین یا اسپرم و تخمک زن و شوهر، برای جلوگیری از بروز بیماری های ارثی و  ژنتیکی و تولد نوزاد فلج و مریض باشد و نیز موجب کمال جسمی یا روحی نوزاد بشود و مستلزم عمل حرام دیگری نباشد، از نظر شرع انجام چنین کار مانعی ندارد. و بچه ای که با این روش به دنیا می آید، چون از اسپرم و تخمک زن و شوهر است، هیچ مشکلی ندارد.

و امٌا در ارتباط با مسئله ی روح باید گفت: اگر این اصلاح قبل از دمیدن روح باشد که هیچ مشکلی ندارد و اگر بعد از دمیدن روح به بدن (چهار ماهگی) باشد، باز هم مشکل ندارد؛ چرا که نفس و روحی که پس از طی مراحلی از رشد به بدن متکوٌن، تعلق می گیرد، مربوط به آن بدن و تا زمان حیات همراه با آن است و تشخص بدن هم در گرو شخصیت همان روح است و روح تکویناً و تشریعاً مالک آن بدن و بدن مملوک آن روح است.

 

 

آیا انسان می تواند با جن رابطه داشته باشد ؟ اگر می تواند آن را چگونه توجیه می کنید؟


.

قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ويژگي ‏هاي زیر را برای او برمی شمارد:

1.جن موجودي است كه از آتش آفريده شده، بر خلاف انسان كه از خاك آفريده شده است.[i][1]

2. داراي علم ، ادراك، تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.[i][2]

3. داراي تكليف و مسئوليت است.[i][3]

4. گروهي از آن ها مؤمن و صالح و گروهي كافرند.[i][4]

5. داراي حشر و نشر و معادند.[i][5]

6. قدرت نفوذ در آسمان‏ها و خبرگيري و استراق سمع داشتند و بعداً منع شدند.[i][6]

7. با بعضي از انسان‏ها ارتباط برقرار مي كردند و با آگاهي محدودي كه نسبت به بعضي از اسرار نهايي داشتند، به اغواي انسان‏ها مي پرداختند.[i][7]

8. ميان آنها افرادي يافت مي شوند كه از قدرت زيادي برخوردارند، همان گونه كه ميان انسان ‏ها چنين است.[i][8]

9. قدرت بر انجام بعضي از كارهاي مورد نياز انسان را دارند.[i][9]

10. خلقت آنها روي زمين قبل از خلقت انسان ‏ها بوده است.[i][10]

11. در داستان حضرت سليمان عليه السلام وقتى عفريتى از جن مدعى مى‏شود که می تواند تخت بلقیس را به نزد سلیمان آورد پيش از آن كه از مجلسش برخيزد،[i][11] حضرت سليمان آن جن را تكذيب نمى‏كند؛ اگر چه در قرآن نيامده است كه آن جن تخت را آورد.[i][12]

از مجموع این آیات استفاده می شود که جن یک موجود خیالی نیست و یک موجود واقعی مادی است که ارتباط با او امکان پذیر است و عده ای هم با او ارتباط برقرار کرده اند. اگرچه از روزگاران قديم بين انسان و جن، شيوه ‏هاي مختلفي از روابط تصور می شده است، اما ما تنها شيوه ‏هایي را که در روایات  معتبر آمده است می توانیم بپذیریم.

در این جا به بعضي از گونه ‏هاي اين روابط كه در قرآن و روايات و سخنان دانشمندان ذكر شده، اشاره مي كنيم:

ألف: پناه بردن به جن؛ در قرآن مجيد آمده: "و همانا مرداني از انس به مرداني از جن پناه مي بردند، پس به سختي ‏هاي ايشان مي افزودند".[i][13]

رسم عرب چنين بود كه هرگاه به بيابان هولناكي مي رسيدند، به جن آن وادي پناه مي بردند. اسلام اين كار را نهي کرده و پناه بردن به آفريننده ی جن و انس را امر فرموده است. [i][14]

ب: تسخیر جن؛ تسخیر جنیان و به خدمت گرفتن آن ها، گرچه ممکن است اما ميان فقها در باره ی این كه آيا چنین کاری جايز است یا نه؟، بحث است. قدر مسلم آن است که این کار نباید از راهی که شرعا حرام است صورت گیرد یا باعث آزار و اذیت آن ها شود و نیز نباید به كارگرفتن آنها براي كارهاي نامشروع و حرام  باشد زیرا انجام کار نامشروع، حرام است چه با واسطه باشد یا بی واسطه.[i][15]

از آیت الله العظمی خامنه ای؛ در باره ی حکم مراجعه به افرادی كه از طريق تسخير ارواح و جن اقدام به معالجه مى‏كنند، با توجه به اين كه يقين وجود دارد كه آن ها فقط كار خير انجام مى‏دهند، سؤال شد، ایشان جواب فرمودند: اين كار فى نفسه اشكال ندارد، مشروط بر اين كه از راه هايى كه شرعاً حلال هستند، اقدام شود.[i][16]

چرا مردان می توانند زن های متعدد داشته باشند، ولی بر زنان داشتن شوهران متعدد حرام است؟


تعدد زوجات قبل از اسلام، امر عادي بوده و محدوده و ضابطۀ مشخصی نداشته است. اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏هاي زندگي انسان محدود ساخته و براي آن قيد و شرايط سنگينی قرار داده است. قوانين اسلام براساس نيازهاي واقعي بشر و مصلحت تمام جامعه وضع شده است. در جامعۀ بشری واقعیت های زیر انکار ناپذیر است:

1. مردان در حوادث گوناگون زندگي، بيش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث ديگر، قربانيان اصلي را آنها تشكيل مي‏دهند.

2. بقاي غريزۀ جنسي مردان از زنان طولاني‏تر است.

3. زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتي از دوران حاملگي، عملاً ممنوعيت آميزش دارند، در حالي كه در مردان اين ممنوعيت وجود ندارد.

4. زناني هستند كه به علل گوناگوني همسران خود را از دست مي‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها بايد براي هميشه بدون همسر باقي بمانند.

اين عوامل موجب بر هم خوردن تعادل ميان مردان و زنان مي‏شود و برای حفظ سلامت جامعه و افراد آن ناچاريم يكي از سه راه ذيل را انتخاب كنيم:

أ. مردان تنها به يك همسر در همۀ موارد قناعت كنند و زنان بيوه تا پايان عمر بدون همسر باقي بمانند و تمام نيازهاي فطري و خواسته‏هاي دروني و احساسي خود را سركوب كنند.

ب. مردان فقط داراي يك همسر قانوني باشند، ولي روابط آزاد و نامشروع جنسي را با زناني كه بي شوهر مانده‏اند، به شكل معشوقه برقرار سازند.

ج. كساني كه قدرت دارند بيش از يك همسر را اداره كنند و از نظر جسمي و مالي و اخلاقي مشكلي براي آنها ايجاد نمي‏شود، نيز قدرت بر اجراي كامل عدالت ميان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود كه بيش از يك همسر انتخاب كنند.

از میان این سه راه، اسلام راه سوم را اختیار کرده است. اگر چند شوهري را برای زنان جایز نمي داند به خاطر آن است که اولاّ: چند همسری خلاف طبيعت و روحيات است. ثانيا: بدين وسيله بهداشت و سلامت نسل به خطر مي‏افتد. ثالثا: شناخت انساب از بين خواهد رفت و...

 

 

 

 

 

 

عکس هایی منسوب به ائمۀ معصومین (ع) چاپ و منتشر می شود، نصب آنها در حسینیه ها و هیأت های عزاداری چگونه است؟


آنچه در ذیل آمده است پاسخ مراجع عظام تقلید است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

این کار فی نفسه از نظر شرعی اشکال ندارد، به شرط این که مشتمل بر اموری که از نظر عرف اهانت و بی احترامی محسوب می شود، نبوده و با شأن این بزرگواران منافات نداشته باشد.[i][1]

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

به طور کلٌی ترک نصب آنها مناسب تر با شئون آن بزرگواران است.

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره):

مانعی ندارد، هر چه انتساب آنها به معصومین علهیم السلام اعتباری ندارد.

حضرت آیت الله العظمی بهجت (مدظله العالی):

خالی از اشکال نیست.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

این عکس ها اصالت ندارد ولی چون منتسب به آن حضرات است، نباید مورد بی احترامی قرار گیرد.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

اگر مشتمل بر هتک نباشد اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی تبریزی (ره):

اگر مقصود این است که تذکر و یادآوری آن بزرگواران باشد مانعی ندارد، ولی اگر معتقد باشد که این عکس های واقعی ائمه علیهم اسلام است، این عقیده صحیح نیست و خطاست.[i][2]


دختری 23 ساله هستم که قرار بود با آقایی ازدواج کنم، اما به دلایلی این قرار به هم خورد، در این مدت ما با هم دارای رابطه بودیم _همدیگر را نوازش می کردیم _ الان هم دوباره خواستگاری ادامه دارد، اما پدرم راضی نیست، در عین حال ما نمی توانیم با هم نباشیم، خیلی به هم نیاز داریم به خصوص آن آقا. با علم به این که ارتباط ما گناه است، اما ترک روابط سخت است. حال تکلیف ما چیست؟


خداوند حکیم مرد و زن را برای یکدیگر آفریده و از نظر اسلام این دو مکمل یکدیگر هستند؛ زیرا مایه ی آرامش همدیگرند و نیازهای عاطفی و روحی و جنسی یکدیگر را برآورده می کنند.

اسلام برای بر آورده شدن نیازهای طرفین چهار چوب ازدواج را تعیین کرده و هر گونه ارتباط بین زن و مرد باید در این محدوده باشد.  طبق نظر بسیاری از فقهای عظام رضایت پدر دختر یکی از شرایط صحت عقد ازدواج است. مگر در مواردی که پدر بر خلاف مصلحت دختر به ازدواج او با پسری، رضایت ندهد.

بهر حال از آن جا که پدر و مادر همواره خیرخواه فرزندان خود هستند، سعی کنید با کمک افراد مصحلت اندیش و روحانی محل این مشکل را حل کنید.

آیا بعد از بازی با نامزدم باید غسل جنابت را بجای آورم؟ بعضی وقت ها که تنها هستم و به یادش می افتم یک حسی به من دست می دهد و مایعی از من خارج می شود آیا این منی است؟ و غسل دارد؟


طبق نظر اکثر فقها رطوبتی که از زنها خارج می شود، اگر همراه با شهوت (در حد ارگاسم و اوج لذت جنسی) باشد درحکم منی است و باید غسل جنابت کرد.[i][1]

در ذیل توجه شما را به دیدگاه فقها در این باره جلب می کنیم:

همه ی مراجع عظام (به جز تبریزی، بهجت و نوری): خروج ترشحات زن، اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسی) باشد، حکم به جنابت آنان می شود و لازم نیست با جستن بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حکم به منی نمی شود، مگر آن که از راه دیگری یقین کند منی است.[i][2]

آیت الله العظمی بهجت: خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسی) باشد و با جستن بیرون آید، حکم به منی می شود و اگر هیچ یک از دو علامت و یا یکی از آنها را نداشت، حکم به منی نمی شود، مگر آن که از راه دیگری یقین کند منی است.[i][3]

آیات عظام تبریزی و نوری: خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت خاصی (اوج لذت جنسی) باشد و بدن پس از آن سست شود، حکم به منی می شود و اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکی از آنها را نداشت، حکم به منی نمی شود، مگر آن که از راه دیگری یقین کند که منی است.[i][4]

بهر حال ترشحات زنانه پاک است و غسل ندارد، مگر آن که یقین کند بول یا منی است.[i][

 

 

چرا طلا بر مرد حرام است؟


از نظر علمى برای استفاده ی مرد از طلا، آثار مخربی ذكر شده است که می توان الف) تحريكات عصبى[i][1]، ب) ازدياد بيش از حد گلبول هاى سفيد[i][2]، را از جمله ی آن نام برد.

اما بايد به اين نكته توجه داشت كه علم متكفل «تندرستى» انسان است در حالى كه پرورش ابعاد ملكوتى و معنوى انسان، باید دغدغه اصلى يك مسلمان باشد و به «تن» و «علم» در حد يك ابراز و مقدمه نگاه كند، زیرا انسان يك موجود خاكى و مادى، نیست و انسانيت انسان در گرو شكوفايى استعدادهايى است كه خداى متعال به منظور نيل او به مقام شامخ خلافت الهى، به وى ارزانى داشته است. اما حقيقتا راه شكوفايى اين استعدادها چيست؟ آفات و موانع اين راه كدام است؟

خداوند در قالب احكام شرعى به عنوان يك لطف الهى، راه هاو موانع شکوفایی استعدادها را بيان کرده است.

با در نظر گرفتن اين اصل لابد توجه داريد كه بدون شك احكام الهى داراى مصالح واقعى و فى نفسه مى باشند؛ ليكن در يافتن فلسفه آنها توجه به چند نكته ضرورى است:

1- آيا بشر مى تواند به فلسفه ی همه ی احكام دست يابد؟ قطعا پاسخ اين سؤال منفى است؛ زيرا:

الف) در متون دينى فلسفه همه احكام ذكر نشده است.

ب) احكامى كه فلسفه آنها بيان شده، معلوم نيست كه همه فلسفه هايش ذكر شده است؛ بلكه چه بسا فلسفه هاى بى شمارى در مورد يك حكم وجود دارد؛ ولى شارع مقدس به طور گزينشى برخى از آنها را يادآور شده است.

ج) علوم بشرى نيز قادر به كشف برخى از حكمت ها و فلسفه هاى احكام مى باشند، نه همه آنها.

بنابراين انتظار دانستن فلسفه ی همه ی احكام به طور جامع و كامل، انتظارى فراتر از توان علمى و تنگناهاى دانش بشرى است.

2- فلسفه احكام محدود به حكمت هاى مادى و فيزيكى- كه در چنبره علوم تجربى قرار مى گيرند- نيست بلكه در بسيارى از موارد علت يا حكمت نهايى برتر و بالاتری دارند كه از حوزه تحقيق و آزمون علمى و تجربى نيز بيرون است. مثلا در علوم بشرى از خواص بهداشتى روزه سخن به درازا گفته اند، ولى قرآن مجيد بر نكته ی اساسى ترى انگشت مى گذارد و آن «تقوا يابى» است و شايد علت اين كه قرآن به نكات بهداشتى آن اشاره نكرده است اين باشد كه اساسا امت اسلامى را متوجه اهداف فروتر و در سطح پايين نكند، بلكه همواره به سوى ارزش هاى متعالى سوق دهد.

3. در رابطه با مسأله علت حرمت طلا براى مرد باید گفت كه احتمال دارد علاوه بر نکات گفته شده، جلوگيرى از فرو افتادن مردها در دام زينت هاى گران بها و سنگين نیز، از علت های حرمت باشد.


آیا شوخی با نامحرمی که قصد ازدواج با آن خانم را ندارم، اگر رکیک نباشد و از روی هوی و هوس هم نباشد، ازطریق پیام کوتاه موبایل، گناه است؟
شوخی کردن به این نحو با هم کلاسی های خانم هم اشکال دارد؟
در ضمن باید بگویم که مرجع تقلید من آیت ا... خامنه ای می باشد.


توجه به چند نکته می تواند شما را در دست یابی به جواب یاری رساند:

1. یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.

2. بروز و ظهور و غلبه غریزه ی شهوانی در انسان به صورت پلکانی و تدریجی است، و به تعبیر قرآن کریم شیطان از طریق سیاست گام به گام به هدف خود می رسد.[i][1]

چنان که بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نشان دهنده ی همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند.

به همین جهت جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ابتدای امر و قدم اوّل آسان است چون هنوز موقعیت شیطان و غرایز شهوانی ضعیف است، ولی اگر فردی در قدم اول از شیطان و هوی و هوس تبعیت کند، موقعیت خود را در مقابله با آنها تضعیف نموده و باعث تقویت نیروهای شیطانی و غرایز شهوانی خواهد شد. و در آن صورت مقاومت مشکل تر خواهد شد. به عبارتی همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است.

3. شکی نیست که شوخی با جنس مخالف اگر چه رکیک هم نباشد زمینه را برای انحراف و تسلط شیطان فراهم می کند.

به همین جهات اسلام در مبارزه با انحراف از زمینه های آن نیز جلوگیری به عمل آورد، مثلاً  مردها را از نشستن در جای زن قبل از سرد شدن، نهی نمود.[i][2] و یا به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند.[i][3]

نتیجه این که بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد.

استفتایی که از دفتر مراجع عظام در این زمینه شده ، به شرح ذیل است:

1. چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد جایز نیست.

2. شوخی کردن با نا محرم چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست.[i][4]

تذکر نکته ای در پایان ضروری است:

آن چه بیان شد یک حکم کلی  است و از این جهت فرقی بین انواع شوخی( شوخی از طریق چت و پیام کوتاه و...) و بین انواع نامحرم ها (هم کلاسی ها و غیر آن)، وجود ندارد یعنی؛ اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی باشد و این شوخی هم از طریق پیام کوتاه، انجام شده باشد.


اهل بیت چیست؟


اهل بیت اصطلاحی قرآنی، حدیثی و کلامی، به معنای خانواده ی پیامبر گرامی اسلام (ص)است. این اصطلاح در این معنا(اهل بیت) در قرآن کریم در آیه ی تطهیر؛ یعنی آیه ی 33 سوره ی احزاب به کار رفته است.

همه ی مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت - به استناد شواهد و قراین و روایات فراوان از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و دیگر امامان (ع) همچنین ام سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، ابن عباس و دیگر اصحاب – اعتقاد راسخ دارند که آیه ی تطهیر در شأن اصحاب کساء؛ یعنی حضرت محمد (ص)، علی ، فاطمه، حسن و حسین (ع) – نازل شده است و منظور از اهل بیت آنانند.

همچنین در احادیث زیادی که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است، این اصطلاح بر بقیه ی امامان؛ یعنی از امام علی بن الحسین (امام سجاد) تا امام زمان (عج) نیز اطلاق شده است.

با سلام ، چرا نيمي از خمس بايد به سادات داده شود و آيا خمس ساخته و پرداخته شيعيان نيست؟ در حالي كه در قرآن فقط يك آيه اشاره به خمس كرده و در رابطه ديگري و در اهل سنت كه خيلي اعتقادات سخت تري در رابطه به روش پيامبر (ص) دارند خمس را نمي شناسند. هر چند پرداخت خمس خود عمل خوبي براي تعديل ثروت و كم كردن فاصله طبقاتي است.


1. آیاتی که مربوط به احکام فقهی است (آیات الاحکام) در قرآن کریم نسبت به کل آیات قرآن مجید بسیار کم و محدود است به طوری که در قرآن تنها به اصل وجوب واجباتی مانند طهارت، نماز ،روزه، حج و....تصریح شده و بیان تفصیلی احکام و شرایط آن به پیامبر(ص) و جانشینان او واگذار شده است. حکم واجبات مهمی مانند روزه و یا حج در تعداد بسیار اندکی از آیات قرآن آمده است به طوری که قرآن مجید متعرض اکثر قریب به اتفاق احکام آنها نشده است. خمس هم دارای چنین حالتی می باشد.

2. اهل سنت درباره ی آیه خمس (41 انفال) بحث های مفصلی کرده اند و بر طبق روایاتی که دارند پرداخت خمس توسط پیامبر(ص) و در زمان ایشان را قطعی دانسته اند. امروزه اختلاف اهل سنت بر سر اصل خمس نمی باشد بلکه آنها در بعضی از فروعات با شیعه اختلاف نظر دارند.

3. علت پرداخت خمس به سادات به این خاطر است که خداوند زکات و صدقه ی واجب را بر آنان حرام کرده است. و با توجه به این که در میان آنان فقراء و مستمندانی نیز وجود دارد به خاطر احترام به پیامبر(ص) و حفظ عزت ایشان برای فقراء بنی هاشم بودجه خاصی قرار داده شده و دریافت خمس را بر آنان جایز شمرده شده است.

به جهت اطلاع نداشتن از ازدواج موقت، با مردی رابطه داشتم و از این راه بچه دار شدم و هم اکنون با مرد مسلمانی در بریتانیا صیغه کرده ام. آیا ازدواج موقت فعلی ام صحیح است؟ در حالی که قصد دارم در آینده (نامعلوم) با پدر فرزندم ازدواج نمایم.


از نظر اسلام صحت ازدواج دایم و موقت دارای شرایطی است، یکی از شرایط آن است که زن هنگامی که می خواهد به عقد مردی در آید، در عقد نکاح دائم یا موقت مرد دیگری نباشد. همچنین مدت عده خود را نیز گذرانده باشد.

شرط دیگر آن است که زن زمانی که در عقد دیگری بوده، با مردی که قصد دارد در آینده با او ازدواج کند، زنا نکرده باشد؛ زیرا اگر مردی با زن شوهرداری زنا کند برای همیشه آن زن بر او حرام می شود.

با رعایت این شرایط و شرایط، دیگر ازدواج شما با پدر فرزندتان صحیح خواهد بود.

جلسات تلاوت قرآن در مورد سوره هاي سجده دار هميشه مشكل ايجاد مي شود (به خصوص براي خانم ها). لطفاً مراجع پاسخي داده و مشكل ما را حل كنند.


مطابق فتوای همه مراجع تقلید، برانسان واجب است بعد از خواندن یا شنیدن آیاتی که سجده ی واجب دارند ،سجده کند .

حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرموده اند:"در هر يك از چهار سوره «و النجم، اقرء، الم تنزيل و حم سجده» يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فوراً سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد.[i][1]

بعضی از مراجع معظم تقلید فرموده اند: حتی اگر بدون اختیار به آيه سجده گوش دهد یا این آیات بگوشش بخورد بنا بر احتیاط واجب باید سجده کند.[i][2]

لازم به تذکر است که در سجده های واجب قرآن نمى‏شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد اما لازم نيست سایر شرایط معتبر در سجده ی نماز مراعات شود[i][3]، مثلا لازم نیست که روبروی قبله باشند یا طهارت و وضو داشته باشند.

همچنین گفتن ذکر خاصی هم واجب نیست و حتی اگر ذکر نگوید و به قصد سجده پیشانی خود را به زمین بگذارد کافی است.[i][4]

بنابراین اگر انجام چنین سجده ای امکان پذیر نباشد، باید مشکل را از طریق دیگری حل کرد مثل این که از قاریان در خواست شود که در این گونه مجالس سوره های سجده دار تلاوت نکنند و یا برگزار کنندگان این گونه مجالس در جایی این جلسات را بر قرار کنند که برای حاضرین امکان سجده کردن به هنگام تلاوت آیه های سجده دار باشد واگر هیچ کدام ممکن نبود خود انسان باید در چنین مجالسی مثلا با خارج شدن از مجلس، مواظبت کرده که آیه های سجده دار به گوشش نخورد.


حكم اسلام در رابطه با برقراري رابطه سالم (اگر دستم هم به طرف نخوره) چيه؟


از نظر اسلام زن و مرد دو موجودی هستند که مکمل یکدیگرند و خداوند مهربان آنها را برای همدیگر آفریده است، یکی از نیازهایی که زن و مرد به همدیگر دارند ، نیاز جنسی است. اما برآورده شدن این نیاز باید در چهارچوب قوانین و دستورات اسلام باشد تا به گوهر پاکی و عفت طرفین هیچ گونه خدشه ای وارد نشود.

از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بین دختر و پسر، قبل از ازدواج، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، اگر با قصد لذت (جنسی) باشد یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد. اما ارتباط شغلی و حرفه ای و علمی و تحصیلی، اگر باعث فتنه و مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت شود، اشکال ندارد.



آيا خانمي كه خود درآمد دارد براي خرج كردن درآمد خود بايد از همسرش اجازه بگيرد؟


اسلام مردان و زنان را به فعاليت اقتصادي و اشتغال دعوت و هر دو را مالك درآمد خويش محسوب كرده است و زنان همچون مردان حق مالکیت بر اموالشان را دارند؛ خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: « براي مردان از آنچه كسب كرده اند، بهره اي است و براي زنان از آنچه كسب كرده اند، بهره اي است.» همچنین زنان مانند مردان بر اموال خود مسلط بوده و همانند مردان مجاز به همه گونه تصرفات مباح در اموال خود می باشند.

درست است که خداوند متعال مردان را رئيس و سرپرست خانواده ی خود قرار داده و اطاعت آنان را بر همسران شان واجب کرده است اما این رياست مردان در خانواده به معناي سروري و برتري در همه ی جهات نيست و به اين معنا نيست كه تصرفات زن در اموال و دارایی و درآمد خود نافذ نباشد، مردان تنها از آن جهت که مسؤول حفظ مصالح خانواده، انجام وظايف خانوادگي و صيانت از حريم خانواده هستند در مسائل زناشویی و خارج شدن زنان از منزل باید اطاعت شوند.

 

رابطه ی نامشروع از طریق تلفن و چت با زن شوهردار چه حکمی دارد؟ آیا توبه ی من قبول می شود؟ آیا حق الناس بر گردن من قرار می گیرد؟


از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بین زن و مرد نا محرم ، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، اگر با قصد لذت (جنسی) باشد یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد. و بدیهی است که گناهان مراتب و درجات مختلفی دارند و در این بین ارتباط با زن شوهر دار از گناهانی است که عقوبت سنگینی را در پی دارد اما باید خدا را شاکر باشید که در مراحل ابتدایی (ارتباط در حد چت و تلفن) این گناه، توفیق توبه پیدا کرده اید.

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، کمتر بوی تعفن آن را حس می کند، زیرا حس بویایی او از کار می افتد و متوجه غرق شدن بیشتر خود نمی شود.

از طرف دیگر، تصمیم جدی انسان به بازگشت از هر جای این مسیر باتلاق و متعفن ، خود یک پیروزی است. کسی که الان و در این مرحله به این پیروزی رسیده است، باید سعی کند انگیزه ی خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید تا در مراحل بعدی هم پیروز شود.

اما در مورد راه های قوی کردن انگیزه برای مبارزه با گناه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. توجه به مفاسد و مضرات گناه

2. توجه به ارزش والای شخصیت خود

3. توجه به مقام عظیم خداوند و رعایت کردن دستورهای او

4. توجه به ارزش مبارزه با گناه و هوای نفس، به عنوان یک هنر و لذت بخش بودن پیروزی بر نفس.

علاوه بر این، باید با دوری کردن از محیط های خلوت و پرکردن اوقات فراغت با برنامه هایی هم چون مطالعه، ورزش، قرائت و حفظ قرآن، عبادت، روزه گرفتن، ارتباط با افراد متدین و خود ساخته و... شرایط و زمینه های گناه را از بین برد.

در صورتی که ازدواج نکرده اید، سریعا به این کار اقدام کنید که ارضای غریزه ی جنسی از راه حلال،  می تواند شما را در دستیابی به اهداف تان کمک فراوانی نماید.

نکته ی بسیار مهم در این راه، مایوس نشدن از رحمت الهی و استعانت از او و توکل به اوست. و این که گناه به هر مقدار بزرگ و سنگین باشد انسان نباید از رحمت خداوند مأیوس گردد.

نکته پایانی این که؛ این گناه و معصیت، حق الناسی را بر عهده نمی آورد و با توبه ی حقیقی به درگاه خداوند و عدم بازگشت به آن گناه، ان شاءالله بخشیده می شوید.

 

حکم خوردن گوشت لاک پشت چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟


خوردن گوشت لاک پشت حرام است.[i][1]

به لاک پشت در لغت عربی«سُّلَحْفَاةِ» گویند و در باب حرمت آن روایات فراوانی وارد شده است.[i][2]



خواندن مولودی همراه با زدن دف (در مراسم زنانه) چه حکمی دارد؟


از نظر اسلام موسیقی و آوازی که از نوع غنا باشد حرام است یعنی خواندن و اجراء کردن و شنيدن و اجرت گرفتن بر آن حرام است و در این قسم از موسیقی بین مجالس زنانه و مردانه و مراسم مولودی و غیر آن فرقی نيست. مراد از غنا آن موسیقی و آوازى است که كشيدن و زير و بالا كردن صدا به گونه ای است كه طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب باشد.

در غنای حرام ميان خوانندگى و تصنيف به شعر و نثر، و ميان كلام باطل و كلام حق مثل قرآن و دعا و مناجات و روضه خوانى، فرقى نيست. تنها یک مورد استثناء شده است[i][1] که آن غنای زن در عروسى براى زنهاست، و احتياط واجب اقتصار است به زفاف عروس و مجلسى كه آماده شده براى زفاف؛ مقدم باشد يا مؤخر، نه مطلق مجلس عروسى و حرام است از براى مردان مطلقاً. [i][2]

آیت الله العظمی خامنه ای در این مورد چنین می فرمایند:

استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى و مطرب جايز نيست، امّا آواز خوانى در مجالس عروسى، بعيد نيست براى زنان جايز باشد.[i][3]


از نظر اسلام ارتباط جنسی یک خانم با کسی که محرم اوست، چه گناهی دارد؟


غريزۀ جنسی  يكی از مهم‌ترين غرايز بشر و عامل بقای نسل آدمی و یکی از نعمت های بزرگ پروردگار است که به انسان بخشیده است. غريزه جنسی در دوران بلوغ و نوجوانی با گرايش به جنس مخالف، بروز مي‌كند و به معنای ميل فطری، روانی و بالاخره فيزيكی است كه به جهت خاصي فرد را به حركت درمی ‌آورد و به «رفتار جنسی» مي‌انجامد.

اسلام ارضای تمايل جنسی را  تنها در نظام خانواده و در پرتو ازدواج امري پسنديده به حساب آورده و بر آن تأكيد ورزيده است و به انسان‌ها اجازه داده تا تمايل جنسی خود را از طريق آميزش با همسر خويش ارضا كنند.

اسلام علاوه بر ازدواج دائم، امكان ازدواج موقت را تحت شرايطی خاص به منظور ارضای غريزۀ جنسی فراهم ساخته است. از اين جهت است كه در دين اسلام ازدواج تنها راه ابراز و ارضای تمايل جنسی به شمار مي‌آيد و به هيچ وجه سركوب غريزۀ جنسی جايز دانسته نشده است؛ بلكه هرگاه امكان ازدواج فراهم نباشد، به «استعفاف» امر مي‌شود.

قرآن كريم مي‌فرمايد: «و آنان كه امكان ازدواج ندارند، بايد عفت نفس پيشه كنند تا خدا آن‌ها را به لطف خود بي‌نياز گرداند.»[i][1] عفت نفس به معنی كنترل غريزه جنسی،امری بسیار پسندیده است و در مقابل آن انحراف جنسی امری مضر، قبیح و مذموم است.

انحراف جنسي از ديدگاه اسلام ، به رفتارهاي جنسی گفته مي‌شود كه خارج از حدود فطرت و توأم با نگرانی و اضطراب است که از جمله آن ارتباط جنسی (اعم از نگاه های شهوت آلود ،رد و بدل کردن کلمات شهوت آلوده،لمس و بوسیدن از روی شهوت و آميزش) با محارم مثل مادر، خواهر،خاله ،عمه و...است .

آثار هر يك از انحرافات جنسی و مخصوصا از نوع ارتباط با محارم در زندگي فردی، اجتماعی و خانوادگی انسان چنان آسيب‌رسان است كه موجب اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به همین جهت در آيات و روايات معصومين (ع) از آن بشدت نهی شده است[i][2]. و برای آن مجازات هایی شدید تر از مجازات های ارتباط نامشروع با غیر محارم تعیین شده است و این بیانگر آن است که مجازات أخروی چنین عملی نیز شدید تر است.

قرآن مجید در این زمینه می فرماید: « حرام شد براي شما ازداوج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی[i][3] و مادر زن و دختران زن كه در دامن شما تربيت شده‌اند اگر با زن مباشرت كرده باشيد و اگر دخول با زن نكرده (طلاق دهيد) باكی نيست كه (با دختران او) ازدواج كنيد و نيز حرام شد زن فرزند صلبی (نه زن پسر خوانده شما) و نيز حرام شد جمع ميان دو خواهر مگر آن چه پيش از نزول اين حكم كرده‌اند كه خدا از آن درگذشت. زيرا خداوند در حق بندگان بخشنده و مهربان است.[i][4]

فقها در این زمینه فرموده اند: "اگر كسى با يكى از محرم هاى خود[i][5] مثل مادر و خواهر كه با او نسبت دارند زنا كند، به حكم حاكم شرع بايد او را بكشند."[i][6]

در قانون مجازات اسلامی نیز آمده است: "زنای با محارم نسبی به هر شکلی مستوجب اعدام است".[i][7] و در این حکم بین زن و مرد فرقی نیست.

البته اگر کسی (نعوذ بالله) مرتکب چنین عمل قبیحی شده باشد باید بین خود و خدای خود از کار خود توبه کند و امید به رحمت پروردگار داشته باشد، و لازم نیست که با اقرار خود مقدمات اجرای این حکم را برای خود فراهم آورد.

اما باید توجه نماید که در مواردی این کار قبیح، احکام شرعی خاصی را در پی دارد که باید به آنها ملتزم باشد؛ مثلا در رساله های عملیه آمده است: اگر انسان پيش از آن كه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند، ديگر نمى‏تواند[i][8] با آنان ازدواج نمايد.[i][9]


 

 

 

 

طبق فتوای رهبر، نماز مغرب چه زمانی قضا می شود؟ با توجه به اینکه برخی از مراجع، زمان قضای نماز عشا را نیمه ی شب و برخی دیگر، اذان صبح می دانند، طبق فتوای ایشان، نماز عشا چه زمانی قضا می شود؟


پاسخ دفتر مقام معظم رهبری:

آخر وقت نماز مغرب و عشا نصف شب شرعى است (15/11 ساعت بعد از  ظهر شرعی) و احتياط آن است که اگر تا آن موقع نماز را نخوانده است، تا طلوع فجر به قصد ما فى‌الذمّه[1][1] به­جا ­آورد و پس از آن نماز قضا مى‌شود[1][2]. در واقع نظر ایشان در مساله­ی ادای نماز بعد از نیمه شب یا نیمه شب شرعی، با امام راحل (ره) یکی است.

در تحریر الوسیله ی امام خمینی (ره) آمده است: وقت نماز مغرب و عشا از مغرب (موقعی که قرمزی سمت مشرق در آسمان از بین برود) تا نیمه شب می باشد. از این زمان، به اندازه ی سه رکعت اول آن، به نماز مغرب اختصاص دارد که به جا آوردن نماز عشا در این وقت جایز نیست. همچنین به اندازه ی چهار رکعت، برای کسی که در وطن خود می باشد (حاضر)، و به اندازه ی دو رکعت، برای کسی که مسافر است، از آخر این وقت، به نماز عشا اختصاص دارد و نمی توان در آن، نماز مغرب را به جا آورد.

بنابراین، نماز مغرب وقتی قضا می شود که به اندازه چهار رکعت (برای حاضر) یا به اندازه دو رکعت (برای مسافر) به نیمه شب وقت باقی مانده باشد و پایان وقت نماز عشا نیمه شب است و اگر کسی نماز مغرب و عشا ی خود را از نیمه شب به تأخیر انداخت (چه اضطرارا باشد و چه عمدا) و خواست بعد از نیمه شب تا اذان صبح، آن را به جا آورد، احتیاطا نه به نیت ادا و نه به نیت قضا، بلکه به نیت مافی الذمّه به جا آورد.[1][3]

اما پاسخ دفاتر سایر مراجع:

دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی «مدظله العالی»:

تا اذان صبح بدون نیت ادا و قضا بخواند و اگر بعد از اذان صبح می خواند نیت قضا کند

 

آیا طلاقی که از طریق SMS (پیام کوتاه تلفن همراه) انجام شود، صحیح است؟

طلاق از نظر اسلام دارای شرایطی است:

شرایطی برای مرد که طلاق دهنده است[1][1]، مثل اینکه باید:

1 ـ عاقل باشد (دیوانه نباشد)

2 ـ بالغ باشد (بچه و کودک نباشد)

3 ـ با قصد و اختیار همسرش را طلاق بدهد. (از روی شوخی و اکراه و اجبار نباشد)

و همچنین شرایطی برای زن، از جمله:

1 ـ همسردائمی باشد (همسر موقت نباشد)

2 ـ از خون حیض و نفاس پاک باشد و اگر زن پاک نباشد، طلاق او صحیح نیست.

همچنین صیغه ی طلاق هم دارای شرایط زیر می­باشد:

1 ـ باید صیغه ی خاص شرعی آن باشد.

2- باید به صورت گفتاری با لفظ و کلمات باشد و با نوشتن و یا اشاره کردن، طلاق واقع نمی­شود مگر اینکه فرد گنگ و لال باشد[1][2].

3ـ باید در حضور دو شاهد عادل (دو مرد) بیان شود.

لذا طلاقی که با تلفن همراه و از طریق SMS صورت می­گیرد، حتی اگر از جانب شوهر باشد، فایده­ای ندارد چرا که طلاق باید با الفاظ، به صورت گفتار، و در حضور دو شاهد عادل باشد. ضمنا حضور زن شرط نیست، زیرا طلاق از ایقاعات است؛ یعنی انشای یک طرفه[1][3] است که فقط توسط شوهر یا وکیل او انشا می­شود.[1][4]

البته بعد از اینکه طلاق با همه ی شرایط انجام شد، شوهر یا فرد دیگر می تواند آن را با هر وسیله ای ( از جمله SMS) به اطلاع زن برساند.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

کفایت نمی کند.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (مدظله العالی):

خیر طلاق باید با شرایط خود انجام شود. بلی می توان به این وسیله خبر وقوع طلاق را به کسی داد.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی بجهت (مدظله العالی):

طلاق باید در حضور دو شاهد عادل با دیگر شرایط انجام شود.


لطفا دلايل حرمت و حلیت موسیقی را بیان فرماييد.


موسیقی و غنا در اصطلاح فقه با یکدیگر فرق دارد. غنا عبارت است از آوازی که از حنجره بیرون آمده و در گلو چرخانده شود، در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کرده و مناسب مجالس لهو و خوش گذرانی باشد. اما موسیقی آهنگی است که از آلات موسیقی پدید می آید.

با توجه به برخی آیات و روایات و سخنان برخی روان شناسان، مواردی هم چون گرایش انسان به فساد و فحشا، غفلت از یاد خدا، تاثیر سوء موسیقی و غنا بر روان و اعصاب و استفاده سوء استعمارگران از آن را می توان از جمله حکمت های حرمت موسیقی و غنا دانست.

دلایل اصلی حرمت موسیقی (یا حلیت برخی اقسام آن) آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) است. از میان آیات قرآن می توان به آیه های 72 سورۀ فرقان، 30 سورۀ حج، 3 سورۀ مؤمنون و 6 سورۀ لقمان اشاره کرد که ائمه (ع) در تفسیر آنها فرموده اند، مراد از واژه های "قول زور" ، "لهو" و "لغو "در این آیات، غنا است.

همچنین روایاتی وجود دارد که در اثبات حرمت غنا به آنها استدلال شده و به دسته ای دیگر از روایات که در آنها آلات موسیقی و استعمال آنها حرام شمرده شده، برای اثبات حرمت برخی موسیقی ها استدلال شده است.

از آن جایی که غنا به معنای کشیدن صدا و هر گونه صدا و آواز استعمال شده، به همین جهت همۀ فقها "لهوی بودن" را از قیود غنای حرام می دانند و برخی نیز قید "مطرب" بودن را به آن افزوده­اند. در مورد موسیقی نیز اکثر فقها نوع لهوی آن را حرام می دانند و برخی موسیقی مطرب را نیز حرام می دانند.



آيا چرم مبلمان خانۀ دوست من که روی آن كلمات خارجی نوشته شده، از کشور های خارجی (غیر مسلمان) وارد شده و نجس است؟ یا چون من به وسواس مبتلا هستم، فکر می کنم كه چرم خارجی و نجس است؟


نوشته های خارجی روی مبلمان در همه جا و همۀ کشورها، دلیل بر خارجی بودن و غیرمسلمان بودن کشور تولید کنندۀ چرم نیست و در این باره نباید وسواس داشته باشید.

وسواس داشتن، یک نوع بیماری روحی است که انسان باید سعی کند آن را از خود دور نماید.

به هر حال حکم مسئله ای که پرسیده اید به طور خلاصه این است:

وسایل چرمی؛ نظیر روکش مبل، کیف، کفش، کمربند و به طور کلی تمام وسایلی که در ساختمان آنها چرم یا اجزای دیگری از حیوانات؛ مانند استخوان ،روده و... به کار رفته باشد، اگر از حیوانات نجس العین؛ مثل سگ و خوک باشد قطعاً نجس است. همچنین اگر چرم در کشوری غیرمسلمان تهیه شده باشد، هر چند از حیوانات حلال گوشت؛ مانند گاو، گوسفند، شتر و ... باشد؛ به دلیل آن که حیوان، ذبح شرعی نشده، نجس است.

اما اگر چرم، در کشورهای اسلامی و از حیواناتی که نجس العین نباشد تولید شده باشد و بعدآً  به کشور دیگری صادر شده و در آن جا در تولیدات دیگر به کار رفته باشد، در این صورت، چرم پاک است و استفاده از آن اشکالی ندارد، هر چند روی آن نوشته های خارجی باشد و این مبلمان یا... درکشوری غیر اسلامی ساخته شده باشد.[1][1]

همچنین اگر مبلمان در کشوری غیرمسلمان ساخته شده، اما ما نمی دانیم چرم آن تولید کشورهای اسلامی است یا تولید کشورهای غیر اسلامی، در این صورت نیز نمی توان حکم به پاک بودن آن کرد. ولی اگر مبلمان در کشور مسلمان ساخته شده و نمی دانیم چرم آن تولید چه کشوری است (مسلمان یا غیر مسلمان)، در این صورت استفاده از آن اشکال ندارد.[1][2]

به هر حال اگر مبلمان از چرم نجس هم که باشد، می شود از آن استفاده کرد.

با سه شرط نجاست مبلمان به شما سرایت می کند:

1. یقین به نجاست مبل داشته باشید.

2. چیز نجس با شما که پاک هستید، ملاقات کند.

3. هر دو يا يكى به طورى تر باشد كه رطوبت يكى به ديگرى برسد، و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد، چيزى كه پاك بوده نجس نمى‏شود.[1][3]

به هر حال اگر در هر مرحله ای شک داشته باشید، نجس نمی شوید.


اصلاح ژنتيكي از نظر اسلام به چه شكل است؟ و بدنيا آمدن يك فرد با اين روش چه شكلي است و مسئله ی روح را چگونه حل مي كنيد؟

اصلاح ژنتیکی در علم پژشکی اقسامی دارد که با توجه به نوع آن، طبیعی است که حکم آن نیز فرق می کند اما به طور کلی اگر اصلاح مزبور بر روی جنین یا اسپرم و تخمک زن و شوهر، برای جلوگیری از بروز بیماری های ارثی و  ژنتیکی و تولد نوزاد فلج و مریض باشد و نیز موجب کمال جسمی یا روحی نوزاد بشود و مستلزم عمل حرام دیگری نباشد، از نظر شرع انجام چنین کار مانعی ندارد. و بچه ای که با این روش به دنیا می آید، چون از اسپرم و تخمک زن و شوهر است، هیچ مشکلی ندارد.

و امٌا در ارتباط با مسئله ی روح باید گفت: اگر این اصلاح قبل از دمیدن روح باشد که هیچ مشکلی ندارد و اگر بعد از دمیدن روح به بدن (چهار ماهگی) باشد، باز هم مشکل ندارد؛ چرا که نفس و روحی که پس از طی مراحلی از رشد به بدن متکوٌن، تعلق می گیرد، مربوط به آن بدن و تا زمان حیات همراه با آن است و تشخص بدن هم در گرو شخصیت همان روح است و روح تکویناً و تشریعاً مالک آن بدن و بدن مملوک آن روح است.

 

 

آیا انسان می تواند با جن رابطه داشته باشد ؟ اگر می تواند آن را چگونه توجیه می کنید؟


.

قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ويژگي ‏هاي زیر را برای او برمی شمارد:

1.جن موجودي است كه از آتش آفريده شده، بر خلاف انسان كه از خاك آفريده شده است.[1][1]

2. داراي علم ، ادراك، تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.[1][2]

3. داراي تكليف و مسئوليت است.[1][3]

4. گروهي از آن ها مؤمن و صالح و گروهي كافرند.[1][4]

5. داراي حشر و نشر و معادند.[1][5]

6. قدرت نفوذ در آسمان‏ها و خبرگيري و استراق سمع داشتند و بعداً منع شدند.[1][6]

7. با بعضي از انسان‏ها ارتباط برقرار مي كردند و با آگاهي محدودي كه نسبت به بعضي از اسرار نهايي داشتند، به اغواي انسان‏ها مي پرداختند.[1][7]

8. ميان آنها افرادي يافت مي شوند كه از قدرت زيادي برخوردارند، همان گونه كه ميان انسان ‏ها چنين است.[1][8]

9. قدرت بر انجام بعضي از كارهاي مورد نياز انسان را دارند.[1][9]

10. خلقت آنها روي زمين قبل از خلقت انسان ‏ها بوده است.[1][10]

11. در داستان حضرت سليمان عليه السلام وقتى عفريتى از جن مدعى مى‏شود که می تواند تخت بلقیس را به نزد سلیمان آورد پيش از آن كه از مجلسش برخيزد،[1][11] حضرت سليمان آن جن را تكذيب نمى‏كند؛ اگر چه در قرآن نيامده است كه آن جن تخت را آورد.[1][12]

از مجموع این آیات استفاده می شود که جن یک موجود خیالی نیست و یک موجود واقعی مادی است که ارتباط با او امکان پذیر است و عده ای هم با او ارتباط برقرار کرده اند. اگرچه از روزگاران قديم بين انسان و جن، شيوه ‏هاي مختلفي از روابط تصور می شده است، اما ما تنها شيوه ‏هایي را که در روایات  معتبر آمده است می توانیم بپذیریم.

در این جا به بعضي از گونه ‏هاي اين روابط كه در قرآن و روايات و سخنان دانشمندان ذكر شده، اشاره مي كنيم:

ألف: پناه بردن به جن؛ در قرآن مجيد آمده: "و همانا مرداني از انس به مرداني از جن پناه مي بردند، پس به سختي ‏هاي ايشان مي افزودند".[1][13]

رسم عرب چنين بود كه هرگاه به بيابان هولناكي مي رسيدند، به جن آن وادي پناه مي بردند. اسلام اين كار را نهي کرده و پناه بردن به آفريننده ی جن و انس را امر فرموده است. [1][14]

ب: تسخیر جن؛ تسخیر جنیان و به خدمت گرفتن آن ها، گرچه ممکن است اما ميان فقها در باره ی این كه آيا چنین کاری جايز است یا نه؟، بحث است. قدر مسلم آن است که این کار نباید از راهی که شرعا حرام است صورت گیرد یا باعث آزار و اذیت آن ها شود و نیز نباید به كارگرفتن آنها براي كارهاي نامشروع و حرام  باشد زیرا انجام کار نامشروع، حرام است چه با واسطه باشد یا بی واسطه.[1][15]

از آیت الله العظمی خامنه ای؛ در باره ی حکم مراجعه به افرادی كه از طريق تسخير ارواح و جن اقدام به معالجه مى‏كنند، با توجه به اين كه يقين وجود دارد كه آن ها فقط كار خير انجام مى‏دهند، سؤال شد، ایشان جواب فرمودند: اين كار فى نفسه اشكال ندارد، مشروط بر اين كه از راه هايى كه شرعاً حلال هستند، اقدام شود.[1][16]

چرا مردان می توانند زن های متعدد داشته باشند، ولی بر زنان داشتن شوهران متعدد حرام است؟


تعدد زوجات قبل از اسلام، امر عادي بوده و محدوده و ضابطۀ مشخصی نداشته است. اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏هاي زندگي انسان محدود ساخته و براي آن قيد و شرايط سنگينی قرار داده است. قوانين اسلام براساس نيازهاي واقعي بشر و مصلحت تمام جامعه وضع شده است. در جامعۀ بشری واقعیت های زیر انکار ناپذیر است:

1. مردان در حوادث گوناگون زندگي، بيش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث ديگر، قربانيان اصلي را آنها تشكيل مي‏دهند.

2. بقاي غريزۀ جنسي مردان از زنان طولاني‏تر است.

3. زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتي از دوران حاملگي، عملاً ممنوعيت آميزش دارند، در حالي كه در مردان اين ممنوعيت وجود ندارد.

4. زناني هستند كه به علل گوناگوني همسران خود را از دست مي‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها بايد براي هميشه بدون همسر باقي بمانند.

اين عوامل موجب بر هم خوردن تعادل ميان مردان و زنان مي‏شود و برای حفظ سلامت جامعه و افراد آن ناچاريم يكي از سه راه ذيل را انتخاب كنيم:

أ. مردان تنها به يك همسر در همۀ موارد قناعت كنند و زنان بيوه تا پايان عمر بدون همسر باقي بمانند و تمام نيازهاي فطري و خواسته‏هاي دروني و احساسي خود را سركوب كنند.

ب. مردان فقط داراي يك همسر قانوني باشند، ولي روابط آزاد و نامشروع جنسي را با زناني كه بي شوهر مانده‏اند، به شكل معشوقه برقرار سازند.

ج. كساني كه قدرت دارند بيش از يك همسر را اداره كنند و از نظر جسمي و مالي و اخلاقي مشكلي براي آنها ايجاد نمي‏شود، نيز قدرت بر اجراي كامل عدالت ميان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود كه بيش از يك همسر انتخاب كنند.

از میان این سه راه، اسلام راه سوم را اختیار کرده است. اگر چند شوهري را برای زنان جایز نمي داند به خاطر آن است که اولاّ: چند همسری خلاف طبيعت و روحيات است. ثانيا: بدين وسيله بهداشت و سلامت نسل به خطر مي‏افتد. ثالثا: شناخت انساب از بين خواهد رفت و...

 

 

 

 

 

 

عکس هایی منسوب به ائمۀ معصومین (ع) چاپ و منتشر می شود، نصب آنها در حسینیه ها و هیأت های عزاداری چگونه است؟


آنچه در ذیل آمده است پاسخ مراجع عظام تقلید است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

این کار فی نفسه از نظر شرعی اشکال ندارد، به شرط این که مشتمل بر اموری که از نظر عرف اهانت و بی احترامی محسوب می شود، نبوده و با شأن این بزرگواران منافات نداشته باشد.[1][1]

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

به طور کلٌی ترک نصب آنها مناسب تر با شئون آن بزرگواران است.

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره):

مانعی ندارد، هر چه انتساب آنها به معصومین علهیم السلام اعتباری ندارد.

حضرت آیت الله العظمی بهجت (مدظله العالی):

خالی از اشکال نیست.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

این عکس ها اصالت ندارد ولی چون منتسب به آن حضرات است، نباید مورد بی احترامی قرار گیرد.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

اگر مشتمل بر هتک نباشد اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی تبریزی (ره):

اگر مقصود این است که تذکر و یادآوری آن بزرگواران باشد مانعی ندارد، ولی اگر معتقد باشد که این عکس های واقعی ائمه علیهم اسلام است، این عقیده صحیح نیست و خطاست.[1][2]


دختری 23 ساله هستم که قرار بود با آقایی ازدواج کنم، اما به دلایلی این قرار به هم خورد، در این مدت ما با هم دارای رابطه بودیم _همدیگر را نوازش می کردیم _ الان هم دوباره خواستگاری ادامه دارد، اما پدرم راضی نیست، در عین حال ما نمی توانیم با هم نباشیم، خیلی به هم نیاز داریم به خصوص آن آقا. با علم به این که ارتباط ما گناه است، اما ترک روابط سخت است. حال تکلیف ما چیست؟


خداوند حکیم مرد و زن را برای یکدیگر آفریده و از نظر اسلام این دو مکمل یکدیگر هستند؛ زیرا مایه ی آرامش همدیگرند و نیازهای عاطفی و روحی و جنسی یکدیگر را برآورده می کنند.

اسلام برای بر آورده شدن نیازهای طرفین چهار چوب ازدواج را تعیین کرده و هر گونه ارتباط بین زن و مرد باید در این محدوده باشد.  طبق نظر بسیاری از فقهای عظام رضایت پدر دختر یکی از شرایط صحت عقد ازدواج است. مگر در مواردی که پدر بر خلاف مصلحت دختر به ازدواج او با پسری، رضایت ندهد.

بهر حال از آن جا که پدر و مادر همواره خیرخواه فرزندان خود هستند، سعی کنید با کمک افراد مصحلت اندیش و روحانی محل این مشکل را حل کنید.

آیا بعد از بازی با نامزدم باید غسل جنابت را بجای آورم؟ بعضی وقت ها که تنها هستم و به یادش می افتم یک حسی به من دست می دهد و مایعی از من خارج می شود آیا این منی است؟ و غسل دارد؟


طبق نظر اکثر فقها رطوبتی که از زنها خارج می شود، اگر همراه با شهوت (در حد ارگاسم و اوج لذت جنسی) باشد درحکم منی است و باید غسل جنابت کرد.[1][1]

در ذیل توجه شما را به دیدگاه فقها در این باره جلب می کنیم:

همه ی مراجع عظام (به جز تبریزی، بهجت و نوری): خروج ترشحات زن، اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسی) باشد، حکم به جنابت آنان می شود و لازم نیست با جستن بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حکم به منی نمی شود، مگر آن که از راه دیگری یقین کند منی است.[1][2]

آیت الله العظمی بهجت: خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسی) باشد و با جستن بیرون آید، حکم به منی می شود و اگر هیچ یک از دو علامت و یا یکی از آنها را نداشت، حکم به منی نمی شود، مگر آن که از راه دیگری یقین کند منی است.[1][3]

آیات عظام تبریزی و نوری: خروج ترشحات زن اگر همراه با شهوت خاصی (اوج لذت جنسی) باشد و بدن پس از آن سست شود، حکم به منی می شود و اگر هیچ یک از دو نشانه یا یکی از آنها را نداشت، حکم به منی نمی شود، مگر آن که از راه دیگری یقین کند که منی است.[1][4]

بهر حال ترشحات زنانه پاک است و غسل ندارد، مگر آن که یقین کند بول یا منی است.[1][

 

 

چرا طلا بر مرد حرام است؟


از نظر علمى برای استفاده ی مرد از طلا، آثار مخربی ذكر شده است که می توان الف) تحريكات عصبى[1][1]، ب) ازدياد بيش از حد گلبول هاى سفيد[1][2]، را از جمله ی آن نام برد.

اما بايد به اين نكته توجه داشت كه علم متكفل «تندرستى» انسان است در حالى كه پرورش ابعاد ملكوتى و معنوى انسان، باید دغدغه اصلى يك مسلمان باشد و به «تن» و «علم» در حد يك ابراز و مقدمه نگاه كند، زیرا انسان يك موجود خاكى و مادى، نیست و انسانيت انسان در گرو شكوفايى استعدادهايى است كه خداى متعال به منظور نيل او به مقام شامخ خلافت الهى، به وى ارزانى داشته است. اما حقيقتا راه شكوفايى اين استعدادها چيست؟ آفات و موانع اين راه كدام است؟

خداوند در قالب احكام شرعى به عنوان يك لطف الهى، راه هاو موانع شکوفایی استعدادها را بيان کرده است.

با در نظر گرفتن اين اصل لابد توجه داريد كه بدون شك احكام الهى داراى مصالح واقعى و فى نفسه مى باشند؛ ليكن در يافتن فلسفه آنها توجه به چند نكته ضرورى است:

1- آيا بشر مى تواند به فلسفه ی همه ی احكام دست يابد؟ قطعا پاسخ اين سؤال منفى است؛ زيرا:

الف) در متون دينى فلسفه همه احكام ذكر نشده است.

ب) احكامى كه فلسفه آنها بيان شده، معلوم نيست كه همه فلسفه هايش ذكر شده است؛ بلكه چه بسا فلسفه هاى بى شمارى در مورد يك حكم وجود دارد؛ ولى شارع مقدس به طور گزينشى برخى از آنها را يادآور شده است.

ج) علوم بشرى نيز قادر به كشف برخى از حكمت ها و فلسفه هاى احكام مى باشند، نه همه آنها.

بنابراين انتظار دانستن فلسفه ی همه ی احكام به طور جامع و كامل، انتظارى فراتر از توان علمى و تنگناهاى دانش بشرى است.

2- فلسفه احكام محدود به حكمت هاى مادى و فيزيكى- كه در چنبره علوم تجربى قرار مى گيرند- نيست بلكه در بسيارى از موارد علت يا حكمت نهايى برتر و بالاتری دارند كه از حوزه تحقيق و آزمون علمى و تجربى نيز بيرون است. مثلا در علوم بشرى از خواص بهداشتى روزه سخن به درازا گفته اند، ولى قرآن مجيد بر نكته ی اساسى ترى انگشت مى گذارد و آن «تقوا يابى» است و شايد علت اين كه قرآن به نكات بهداشتى آن اشاره نكرده است اين باشد كه اساسا امت اسلامى را متوجه اهداف فروتر و در سطح پايين نكند، بلكه همواره به سوى ارزش هاى متعالى سوق دهد.

3. در رابطه با مسأله علت حرمت طلا براى مرد باید گفت كه احتمال دارد علاوه بر نکات گفته شده، جلوگيرى از فرو افتادن مردها در دام زينت هاى گران بها و سنگين نیز، از علت های حرمت باشد.


آیا شوخی با نامحرمی که قصد ازدواج با آن خانم را ندارم، اگر رکیک نباشد و از روی هوی و هوس هم نباشد، ازطریق پیام کوتاه موبایل، گناه است؟
شوخی کردن به این نحو با هم کلاسی های خانم هم اشکال دارد؟
در ضمن باید بگویم که مرجع تقلید من آیت ا... خامنه ای می باشد.


توجه به چند نکته می تواند شما را در دست یابی به جواب یاری رساند:

1. یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.

2. بروز و ظهور و غلبه غریزه ی شهوانی در انسان به صورت پلکانی و تدریجی است، و به تعبیر قرآن کریم شیطان از طریق سیاست گام به گام به هدف خود می رسد.[1][1]

چنان که بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نشان دهنده ی همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند.

به همین جهت جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ابتدای امر و قدم اوّل آسان است چون هنوز موقعیت شیطان و غرایز شهوانی ضعیف است، ولی اگر فردی در قدم اول از شیطان و هوی و هوس تبعیت کند، موقعیت خود را در مقابله با آنها تضعیف نموده و باعث تقویت نیروهای شیطانی و غرایز شهوانی خواهد شد. و در آن صورت مقاومت مشکل تر خواهد شد. به عبارتی همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است.

3. شکی نیست که شوخی با جنس مخالف اگر چه رکیک هم نباشد زمینه را برای انحراف و تسلط شیطان فراهم می کند.

به همین جهات اسلام در مبارزه با انحراف از زمینه های آن نیز جلوگیری به عمل آورد، مثلاً  مردها را از نشستن در جای زن قبل از سرد شدن، نهی نمود.[1][2] و یا به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند.[1][3]

نتیجه این که بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد.

استفتایی که از دفتر مراجع عظام در این زمینه شده ، به شرح ذیل است:

1. چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد جایز نیست.

2. شوخی کردن با نا محرم چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست.[1][4]

تذکر نکته ای در پایان ضروری است:

آن چه بیان شد یک حکم کلی  است و از این جهت فرقی بین انواع شوخی( شوخی از طریق چت و پیام کوتاه و...) و بین انواع نامحرم ها (هم کلاسی ها و غیر آن)، وجود ندارد یعنی؛ اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی باشد و این شوخی هم از طریق پیام کوتاه، انجام شده باشد.


اهل بیت چیست؟


اهل بیت اصطلاحی قرآنی، حدیثی و کلامی، به معنای خانواده ی پیامبر گرامی اسلام (ص)است. این اصطلاح در این معنا(اهل بیت) در قرآن کریم در آیه ی تطهیر؛ یعنی آیه ی 33 سوره ی احزاب به کار رفته است.

همه ی مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت - به استناد شواهد و قراین و روایات فراوان از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و دیگر امامان (ع) همچنین ام سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، ابن عباس و دیگر اصحاب – اعتقاد راسخ دارند که آیه ی تطهیر در شأن اصحاب کساء؛ یعنی حضرت محمد (ص)، علی ، فاطمه، حسن و حسین (ع) – نازل شده است و منظور از اهل بیت آنانند.

همچنین در احادیث زیادی که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است، این اصطلاح بر بقیه ی امامان؛ یعنی از امام علی بن الحسین (امام سجاد) تا امام زمان (عج) نیز اطلاق شده است.

با سلام ، چرا نيمي از خمس بايد به سادات داده شود و آيا خمس ساخته و پرداخته شيعيان نيست؟ در حالي كه در قرآن فقط يك آيه اشاره به خمس كرده و در رابطه ديگري و در اهل سنت كه خيلي اعتقادات سخت تري در رابطه به روش پيامبر (ص) دارند خمس را نمي شناسند. هر چند پرداخت خمس خود عمل خوبي براي تعديل ثروت و كم كردن فاصله طبقاتي است.


1. آیاتی که مربوط به احکام فقهی است (آیات الاحکام) در قرآن کریم نسبت به کل آیات قرآن مجید بسیار کم و محدود است به طوری که در قرآن تنها به اصل وجوب واجباتی مانند طهارت، نماز ،روزه، حج و....تصریح شده و بیان تفصیلی احکام و شرایط آن به پیامبر(ص) و جانشینان او واگذار شده است. حکم واجبات مهمی مانند روزه و یا حج در تعداد بسیار اندکی از آیات قرآن آمده است به طوری که قرآن مجید متعرض اکثر قریب به اتفاق احکام آنها نشده است. خمس هم دارای چنین حالتی می باشد.

2. اهل سنت درباره ی آیه خمس (41 انفال) بحث های مفصلی کرده اند و بر طبق روایاتی که دارند پرداخت خمس توسط پیامبر(ص) و در زمان ایشان را قطعی دانسته اند. امروزه اختلاف اهل سنت بر سر اصل خمس نمی باشد بلکه آنها در بعضی از فروعات با شیعه اختلاف نظر دارند.

3. علت پرداخت خمس به سادات به این خاطر است که خداوند زکات و صدقه ی واجب را بر آنان حرام کرده است. و با توجه به این که در میان آنان فقراء و مستمندانی نیز وجود دارد به خاطر احترام به پیامبر(ص) و حفظ عزت ایشان برای فقراء بنی هاشم بودجه خاصی قرار داده شده و دریافت خمس را بر آنان جایز شمرده شده است.

به جهت اطلاع نداشتن از ازدواج موقت، با مردی رابطه داشتم و از این راه بچه دار شدم و هم اکنون با مرد مسلمانی در بریتانیا صیغه کرده ام. آیا ازدواج موقت فعلی ام صحیح است؟ در حالی که قصد دارم در آینده (نامعلوم) با پدر فرزندم ازدواج نمایم.


از نظر اسلام صحت ازدواج دایم و موقت دارای شرایطی است، یکی از شرایط آن است که زن هنگامی که می خواهد به عقد مردی در آید، در عقد نکاح دائم یا موقت مرد دیگری نباشد. همچنین مدت عده خود را نیز گذرانده باشد.

شرط دیگر آن است که زن زمانی که در عقد دیگری بوده، با مردی که قصد دارد در آینده با او ازدواج کند، زنا نکرده باشد؛ زیرا اگر مردی با زن شوهرداری زنا کند برای همیشه آن زن بر او حرام می شود.

با رعایت این شرایط و شرایط، دیگر ازدواج شما با پدر فرزندتان صحیح خواهد بود.

جلسات تلاوت قرآن در مورد سوره هاي سجده دار هميشه مشكل ايجاد مي شود (به خصوص براي خانم ها). لطفاً مراجع پاسخي داده و مشكل ما را حل كنند.


مطابق فتوای همه مراجع تقلید، برانسان واجب است بعد از خواندن یا شنیدن آیاتی که سجده ی واجب دارند ،سجده کند .

حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرموده اند:"در هر يك از چهار سوره «و النجم، اقرء، الم تنزيل و حم سجده» يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فوراً سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد.[1][1]

بعضی از مراجع معظم تقلید فرموده اند: حتی اگر بدون اختیار به آيه سجده گوش دهد یا این آیات بگوشش بخورد بنا بر احتیاط واجب باید سجده کند.[1][2]

لازم به تذکر است که در سجده های واجب قرآن نمى‏شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد اما لازم نيست سایر شرایط معتبر در سجده ی نماز مراعات شود[1][3]، مثلا لازم نیست که روبروی قبله باشند یا طهارت و وضو داشته باشند.

همچنین گفتن ذکر خاصی هم واجب نیست و حتی اگر ذکر نگوید و به قصد سجده پیشانی خود را به زمین بگذارد کافی است.[1][4]

بنابراین اگر انجام چنین سجده ای امکان پذیر نباشد، باید مشکل را از طریق دیگری حل کرد مثل این که از قاریان در خواست شود که در این گونه مجالس سوره های سجده دار تلاوت نکنند و یا برگزار کنندگان این گونه مجالس در جایی این جلسات را بر قرار کنند که برای حاضرین امکان سجده کردن به هنگام تلاوت آیه های سجده دار باشد واگر هیچ کدام ممکن نبود خود انسان باید در چنین مجالسی مثلا با خارج شدن از مجلس، مواظبت کرده که آیه های سجده دار به گوشش نخورد.


حكم اسلام در رابطه با برقراري رابطه سالم (اگر دستم هم به طرف نخوره) چيه؟


از نظر اسلام زن و مرد دو موجودی هستند که مکمل یکدیگرند و خداوند مهربان آنها را برای همدیگر آفریده است، یکی از نیازهایی که زن و مرد به همدیگر دارند ، نیاز جنسی است. اما برآورده شدن این نیاز باید در چهارچوب قوانین و دستورات اسلام باشد تا به گوهر پاکی و عفت طرفین هیچ گونه خدشه ای وارد نشود.

از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بین دختر و پسر، قبل از ازدواج، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، اگر با قصد لذت (جنسی) باشد یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد. اما ارتباط شغلی و حرفه ای و علمی و تحصیلی، اگر باعث فتنه و مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت شود، اشکال ندارد.



آيا خانمي كه خود درآمد دارد براي خرج كردن درآمد خود بايد از همسرش اجازه بگيرد؟


اسلام مردان و زنان را به فعاليت اقتصادي و اشتغال دعوت و هر دو را مالك درآمد خويش محسوب كرده است و زنان همچون مردان حق مالکیت بر اموالشان را دارند؛ خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: « براي مردان از آنچه كسب كرده اند، بهره اي است و براي زنان از آنچه كسب كرده اند، بهره اي است.» همچنین زنان مانند مردان بر اموال خود مسلط بوده و همانند مردان مجاز به همه گونه تصرفات مباح در اموال خود می باشند.

درست است که خداوند متعال مردان را رئيس و سرپرست خانواده ی خود قرار داده و اطاعت آنان را بر همسران شان واجب کرده است اما این رياست مردان در خانواده به معناي سروري و برتري در همه ی جهات نيست و به اين معنا نيست كه تصرفات زن در اموال و دارایی و درآمد خود نافذ نباشد، مردان تنها از آن جهت که مسؤول حفظ مصالح خانواده، انجام وظايف خانوادگي و صيانت از حريم خانواده هستند در مسائل زناشویی و خارج شدن زنان از منزل باید اطاعت شوند.

 

رابطه ی نامشروع از طریق تلفن و چت با زن شوهردار چه حکمی دارد؟ آیا توبه ی من قبول می شود؟ آیا حق الناس بر گردن من قرار می گیرد؟


از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بین زن و مرد نا محرم ، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، اگر با قصد لذت (جنسی) باشد یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد. و بدیهی است که گناهان مراتب و درجات مختلفی دارند و در این بین ارتباط با زن شوهر دار از گناهانی است که عقوبت سنگینی را در پی دارد اما باید خدا را شاکر باشید که در مراحل ابتدایی (ارتباط در حد چت و تلفن) این گناه، توفیق توبه پیدا کرده اید.

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، کمتر بوی تعفن آن را حس می کند، زیرا حس بویایی او از کار می افتد و متوجه غرق شدن بیشتر خود نمی شود.

از طرف دیگر، تصمیم جدی انسان به بازگشت از هر جای این مسیر باتلاق و متعفن ، خود یک پیروزی است. کسی که الان و در این مرحله به این پیروزی رسیده است، باید سعی کند انگیزه ی خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید تا در مراحل بعدی هم پیروز شود.

اما در مورد راه های قوی کردن انگیزه برای مبارزه با گناه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. توجه به مفاسد و مضرات گناه

2. توجه به ارزش والای شخصیت خود

3. توجه به مقام عظیم خداوند و رعایت کردن دستورهای او

4. توجه به ارزش مبارزه با گناه و هوای نفس، به عنوان یک هنر و لذت بخش بودن پیروزی بر نفس.

علاوه بر این، باید با دوری کردن از محیط های خلوت و پرکردن اوقات فراغت با برنامه هایی هم چون مطالعه، ورزش، قرائت و حفظ قرآن، عبادت، روزه گرفتن، ارتباط با افراد متدین و خود ساخته و... شرایط و زمینه های گناه را از بین برد.

در صورتی که ازدواج نکرده اید، سریعا به این کار اقدام کنید که ارضای غریزه ی جنسی از راه حلال،  می تواند شما را در دستیابی به اهداف تان کمک فراوانی نماید.

نکته ی بسیار مهم در این راه، مایوس نشدن از رحمت الهی و استعانت از او و توکل به اوست. و این که گناه به هر مقدار بزرگ و سنگین باشد انسان نباید از رحمت خداوند مأیوس گردد.

نکته پایانی این که؛ این گناه و معصیت، حق الناسی را بر عهده نمی آورد و با توبه ی حقیقی به درگاه خداوند و عدم بازگشت به آن گناه، ان شاءالله بخشیده می شوید.

 

حکم خوردن گوشت لاک پشت چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟


خوردن گوشت لاک پشت حرام است.[1][1]

به لاک پشت در لغت عربی«سُّلَحْفَاةِ» گویند و در باب حرمت آن روایات فراوانی وارد شده است.[1][2]



خواندن مولودی همراه با زدن دف (در مراسم زنانه) چه حکمی دارد؟


از نظر اسلام موسیقی و آوازی که از نوع غنا باشد حرام است یعنی خواندن و اجراء کردن و شنيدن و اجرت گرفتن بر آن حرام است و در این قسم از موسیقی بین مجالس زنانه و مردانه و مراسم مولودی و غیر آن فرقی نيست. مراد از غنا آن موسیقی و آوازى است که كشيدن و زير و بالا كردن صدا به گونه ای است كه طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب باشد.

در غنای حرام ميان خوانندگى و تصنيف به شعر و نثر، و ميان كلام باطل و كلام حق مثل قرآن و دعا و مناجات و روضه خوانى، فرقى نيست. تنها یک مورد استثناء شده است[1][1] که آن غنای زن در عروسى براى زنهاست، و احتياط واجب اقتصار است به زفاف عروس و مجلسى كه آماده شده براى زفاف؛ مقدم باشد يا مؤخر، نه مطلق مجلس عروسى و حرام است از براى مردان مطلقاً. [1][2]

آیت الله العظمی خامنه ای در این مورد چنین می فرمایند:

استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى و مطرب جايز نيست، امّا آواز خوانى در مجالس عروسى، بعيد نيست براى زنان جايز باشد.[1][3]


از نظر اسلام ارتباط جنسی یک خانم با کسی که محرم اوست، چه گناهی دارد؟


غريزۀ جنسی  يكی از مهم‌ترين غرايز بشر و عامل بقای نسل آدمی و یکی از نعمت های بزرگ پروردگار است که به انسان بخشیده است. غريزه جنسی در دوران بلوغ و نوجوانی با گرايش به جنس مخالف، بروز مي‌كند و به معنای ميل فطری، روانی و بالاخره فيزيكی است كه به جهت خاصي فرد را به حركت درمی ‌آورد و به «رفتار جنسی» مي‌انجامد.

اسلام ارضای تمايل جنسی را  تنها در نظام خانواده و در پرتو ازدواج امري پسنديده به حساب آورده و بر آن تأكيد ورزيده است و به انسان‌ها اجازه داده تا تمايل جنسی خود را از طريق آميزش با همسر خويش ارضا كنند.

اسلام علاوه بر ازدواج دائم، امكان ازدواج موقت را تحت شرايطی خاص به منظور ارضای غريزۀ جنسی فراهم ساخته است. از اين جهت است كه در دين اسلام ازدواج تنها راه ابراز و ارضای تمايل جنسی به شمار مي‌آيد و به هيچ وجه سركوب غريزۀ جنسی جايز دانسته نشده است؛ بلكه هرگاه امكان ازدواج فراهم نباشد، به «استعفاف» امر مي‌شود.

قرآن كريم مي‌فرمايد: «و آنان كه امكان ازدواج ندارند، بايد عفت نفس پيشه كنند تا خدا آن‌ها را به لطف خود بي‌نياز گرداند.»[1][1] عفت نفس به معنی كنترل غريزه جنسی،امری بسیار پسندیده است و در مقابل آن انحراف جنسی امری مضر، قبیح و مذموم است.

انحراف جنسي از ديدگاه اسلام ، به رفتارهاي جنسی گفته مي‌شود كه خارج از حدود فطرت و توأم با نگرانی و اضطراب است که از جمله آن ارتباط جنسی (اعم از نگاه های شهوت آلود ،رد و بدل کردن کلمات شهوت آلوده،لمس و بوسیدن از روی شهوت و آميزش) با محارم مثل مادر، خواهر،خاله ،عمه و...است .

آثار هر يك از انحرافات جنسی و مخصوصا از نوع ارتباط با محارم در زندگي فردی، اجتماعی و خانوادگی انسان چنان آسيب‌رسان است كه موجب اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به همین جهت در آيات و روايات معصومين (ع) از آن بشدت نهی شده است[1][2]. و برای آن مجازات هایی شدید تر از مجازات های ارتباط نامشروع با غیر محارم تعیین شده است و این بیانگر آن است که مجازات أخروی چنین عملی نیز شدید تر است.

قرآن مجید در این زمینه می فرماید: « حرام شد براي شما ازداوج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی[1][3] و مادر زن و دختران زن كه در دامن شما تربيت شده‌اند اگر با زن مباشرت كرده باشيد و اگر دخول با زن نكرده (طلاق دهيد) باكی نيست كه (با دختران او) ازدواج كنيد و نيز حرام شد زن فرزند صلبی (نه زن پسر خوانده شما) و نيز حرام شد جمع ميان دو خواهر مگر آن چه پيش از نزول اين حكم كرده‌اند كه خدا از آن درگذشت. زيرا خداوند در حق بندگان بخشنده و مهربان است.[1][4]

فقها در این زمینه فرموده اند: "اگر كسى با يكى از محرم هاى خود[1][5] مثل مادر و خواهر كه با او نسبت دارند زنا كند، به حكم حاكم شرع بايد او را بكشند."[1][6]

در قانون مجازات اسلامی نیز آمده است: "زنای با محارم نسبی به هر شکلی مستوجب اعدام است".[1][7] و در این حکم بین زن و مرد فرقی نیست.

البته اگر کسی (نعوذ بالله) مرتکب چنین عمل قبیحی شده باشد باید بین خود و خدای خود از کار خود توبه کند و امید به رحمت پروردگار داشته باشد، و لازم نیست که با اقرار خود مقدمات اجرای این حکم را برای خود فراهم آورد.

اما باید توجه نماید که در مواردی این کار قبیح، احکام شرعی خاصی را در پی دارد که باید به آنها ملتزم باشد؛ مثلا در رساله های عملیه آمده است: اگر انسان پيش از آن كه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان

 

طراحي سايت - فروشگاه اينترنتي - ميزباني وب و ثبت دامنه
طراحي سايت - فروشگاه اينترنتي - ميزباني وب و ثبت دامنه