مشاوره

مختصر الاحکام

 

رساله عملیه حضرت ایه الله شریعت فلاورجانی

زندگینامه وسوابق علمی

 

 

آرشیو مطالب

شادی در قران
نوشته شده توسط مدیر سایت   
شنبه, 15 مرداد 1390 08:02
مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

شادي در قرآن

 

 

 پرسش:

یکی از خواسته های هر انسان که خداوند به او به ودیعه گذاشته ، شادی و شادمانی است. زندگی شهرنشینی و فشارهای روانی بر انسان امروزی نیاز او را  به شادی دو چندان نموده است و از سوی دیگر در قرآن مجید می فرماید: «ان الله لا یحب الفرحین» (قصص/76) که می توان از آن مذمت شادی را به دست آورد.  از برخی دستورات و احکام اسلامی مثل حرمت ساز و آواز، رقص و پای کوبی و... نیز استفاده می شود که با برخی مصادق شادی مخالفت نموده است. در حالی که نشاط و شادابی سبب سلامتی و طول عمر می شود.

پرسشی که در این باره مطرح است این است:

راز مخالفت اسلام با برخی مصادق شادی در چیست؟

 

خلاصه جواب

در قرآن مجید واژه " فرح" و مشتقات آن زیاد به کار رفته است، در موارد شادمانی مذموم شمرده شده اما از آیات دیگر استفاده می شود شادی و شادمانی ذاتا مذموم نیست؛ زیرا خداوند این وصف را  یکی از ویژگی های بهشتیان می داند و می خواهد این معنی را منتقل کند که سرور و خوشحالی امری مطلوب می باشد و مؤمنان می بایست از آن در دنیا نیز برخوردار باشند؛ زيرا خوشحالي بيان گر اين معناست كه شخص در حالت آرامش بوده، آرامش در سايه ايمان امري مطلوب است.

از سوی دیگر خداوند ايمان را براي ايجاد خوشحالي و " فرح" اصل اساسي مي شمارد. به اين معنا كه خوشحالي يكي از بازتاب هاي ايمان به خداوند است و كسي كه از ايمان واقعي برخوردار باشد در حالتي از سرور و خوشحالي قرار دارد.(ممتحنه/1) بنابر این مذمت آن در برخی موارد می تواند از جهت امور باشد که ذیلا اشاره می شود:

□ گاهی مذمت شادی از جهت افراط در شادی و خروج از حد اعتدال و حرکات سبک کودکانه که با کرامت انسان سازگاری ندارد، می باشد؛

□ گاهی مذمت شادی برای موضوع است که خود آن موضوع حرام و مورد نهی الهی است؛

□ گاهی مذمت شادی در اثر این است که قرآن می بیند افراد ناآگاه در شادمانی کاذب یا شادی های زود گذر گرفتار می شوند.

□ نیز گاهی ممکن در اثر فرو رفتن در شادی های زود گذر و غرق شدن در بدست آوردن عوامل آن، سبب فوت مصلحت مهم تر و وظایف انسانی شود.

توضیح وتبیین جواب

توضیح و تبیین بهتر مسئله، نیازمند چند مقدمه کوتاه است که ذیلا به آن می پردازیم :

 

مقدمه اول:

 بررسی برخی واژه های کلیدی

قرآن مجید به فصیح ترین زبان نازل شده، در آن واژه ها وچینش ها به گونه ای به کار رفته که علاوه بر افاده اصل، معنی حالات را نیز بیان می کند؛ واژه های زیاد در زبان عربی در بدو امر مترداف می نمایند ، در حالی که مترادف نیستند، بلکه برای بیان حالات و کیفیّات می باشد ؛ واژه های فرح، سرور ، بطر و نشاط هر یکی به معنی شادی در زبان فارسی است. اما استخدام  هر یکی برای بیان حالت و چگونگی شادمانی می باشد؛ در این جا با استفاده از خود قرآن و منابع لغوی به بررسی واژه های کلیدی به کاررفته در این تحقیق می پردازیم:

سرور : به معنی خوشحالی حقیقی است.

فرح: به معنی خوشحالی کاذب یا توهم خوشحالی به کار می رود. برخی واژه شناسان معتقد است "فرح" به سه معنی متفاوت به کار گرفته می شود :

سرور.( شادی)

رضا.(شادمانی)

فرح. (افراط در شادی)

 از تحقیق که در واژه "فرح " شده استفاده می شود، که این واژه اگر بدون قرینه استعمال شود به معنی " اشر و بطر" و مذموم می باشد. یعنی شادمانی که از حد اعتدال خارج  و همرا باطل و ظلم و نیز به قصد ریا و خودنمای باشد و نیز برخی " فرح" را شادمانی همراه با تکبّر وتبختر دانسته اند. برخی دیگر " فرح" را مخصوص شادی های بدنی زود گذر دانسته اند.

 

تحقیق مطلب

از استعمال فرح در موارد پیش گفته، می توان به دست آورد که فرح گرچه به معنی شادی می باشد اما همراه با ویژگی است که بیان گر چگونگی شادی را نیز بیان می کند.

بنا بر این " فرح" در قرآن به معنی افراط در شادی، برای لذات های بدنی که برخاسته از کبر و خود نمایی است می باشد؛ اما گاهی به همراه قرینه به شادمانی واقعی نیز به کار رفته است .

در باره تفاوت "فرح" با سرور گفته اند:

« فرق بین سرور و " فرح" در این است که سرور در شادمانی واقعی به کار می رود ، اما " فرح" گاهی در شادمانی غیر واقعی[ و گاهی در شادمانی واقعی] به کار می رود».

مرح :  به معنی افراط در شادی که منجر به حرکت های سبک کودکانه در فرد شود،  استعمال شده است.

 درباره فرق "مرح" با " فرح" گفته شده است :

 "فرح" گاهی بر چیز حق و بر امر واقعی استعمال و گاهی بر چیزی غیر واقعی(شادی کاذب) به کار می رود. اما استعمال"مرح" همیشه برای شادی باطل بوده است.

بطر : به معنی شادی باطل به کار رفته است ؛ لذا برخی واژه شناسان برای تبین برخی واژه های که در ظاهر مترادف می نماید تحقیق نموده و تفاوو ت آن ها را به دست آورده است.

مقدمه دوم:

 شادی، بازتاب حالات نفسانی

حالات و انفعالات نفسانی انسان، خود متأثر و معلول از سایر پدیده ها است که قبل از آن فرد با او روبه رو شده است؛ مثلا خنده ، گریه ، شادی و غم و ... هر یکی متأثر و معلول از سایر پدیده های دیگر  است . این گونه نیست که حالات نفسانی بدون علت بر انسان عاقل عارض شود ؛ بلکه مسبوق به عوامل خوشایند یا ناخوشایند است؛ لذا انفعالات روحی بازتاب و انعکاس دهنده عواملی می باشد که فرد با آن مواجه شده است . شادی نیز از حالات نفسانی انسان است که به دلیل رسیدن به چیزی مطلوب ( منفعت یا دور شدن خرد ) یا دور شدن چیزی نا مطلوب برای فرد عارض می شود؛ لذا در قرآن هر جا شادی را مذمت نموده ، برای موضوعات منفور شریعت بوده است که فرد در برابر آن قرار گرفته و شادی نموده است .

مقدمه سوم :

معیار خوبی و بدی شادی

شادی و ناراحتی یکی از حالات نفسانی انسان است که گاهی انسان در پیدایش آن، مختار و گاهی انسان در پیدایش اختیار ندارد. از سوی دیگر، حالات نفسانی انسان در صورت ارزش مثبت یا منفی دارد که دو شرط اساسی ذیل در آن وجود داشته باشد:

علت عارض شدن حالت نفسانی اختیاری باشد؛

علت عارض شدن حالت نفسانی مبغوض خدا نباشد.

اختیار

همان گونه که در مقدمه دوم گذشت، حالات و انفعالات نفسانی انسان خود متأثر و معلول از سایر پدیده ها است که قبل از آن فرد با او روبه رو شده است . مقدمات و عوامل تاثیرگذار در انفعالات نفسانی گاهی مثل فوت یکی از بستگان غیر اختیاری و گاهی مثل قبول در کنکور(مثلا) در اختیار انسان است. حالات نفسانی تا آن زمان که غیر اختیاری بوده نه ارزش مثبت دارد و نه منفی.

هر انسانی فطرتاً زمانی که با خطری رو به رو شود حالتی به اسم ترس در او ایجاد می شود و نیز هنگامی که با چیزی مطلوب روبه رو شود شادمان می شود این ترس و شادمانی، طبیعی است و برای هر کسی ممکن اتفاق بیفتد. این حالات تا زمان  که یک انفعال طبیعی است مدح و ذم به همراه ندارد؛ اما اگر مقدمات،  ادامه ، یا تشدید و تضعیف حالات نفسانی در اختیار انسان بود وارد حوزه اخلاق ( باید و نباید ) می شود و می سزد  که بگوییم کاری خوبی انجام داده است یا بدی . بنابر این شرط اول اتصاف حالات نفسانی به خوبی وبدی این است که اختیاری باشد .

 

مبغوض خدا

همان گونه که گذشت، حالات و انفعالات نفسانی انسان خود متأثر و معلول از سایر پدیده ها است که قبل از آن فرد با او روبه رو شده است ؛ مثلا خنده ، گریه ، شادی و غم و ... هر یکی متأثر و معلول از سایر پدیده های دیگر می باشد؛  لذا در قرآن هر جا شادی را مذمت نموده برای موضوعات منفور شریعت است که فرد مرتکب شده و سپس شادمانی نموده است. در آیه مبارکه : « ان الله لا یحب الفرحین»( قصص/76) - که درباره ی قارون می باشد - شادمانی او از این جهت مذمت شده است که ناشی از تکبر و قرار گرفتن در مقابل حضرت موسی (ع) بوده است.

مذمت شادی و شادمانی در قرآن در موارد دیگر نیز از نوع خوشحالی است که در آن نافرمانی از دستوارت الهی بوده است. در این قسمت به برخی شادی های مذموم و دلیل مذمت آن از دیدگاه قرآن اشاره می شود:

 

شادی مذموم در قرآن

الف. شادمانی برای گناه

با آن چه تا کنون آمد روشن شد که شادمانی وشادی به صورت مطلق مورد نهی خداوند نبوده، بلکه براین اساس است که آن شادی همراه گناه بوده است. لذا در آیه مبارکه: إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحين( قصص/76)- که درباره ی قارون می باشد - شادمانی او از این جهت مذمت شده است که ناشی از تکبّر و قرار گرفتن در مقابل حضرت موسی بوده است. ونیز در آیات50 و120 آل عمران منافقان از آن جهت مورد نکوهش و شادی آن ها مورد مذمت قرار گرفته که از رسیدن رنج و ناراحتی به رسول خدا (ص) و مسلمانان شادمان و از رسیدن خوبی به رسول خدا و مسلمانان محزون می شدند  و نیز در سوره مبارکه توبه آیه 81 منافقان از آن جهت مذمت شده که از فرمان جهاد سرپیچی و سپس خوشحالی می کردند .

قرآن عامل اصلی"فرح" و "مرح" را چندین چیز می داند؛ كه مي توان به شرك به خدا (غافر آيه 73 و 75) غفلت از خدا و تاثيرگذاري آن در امور و مسايل هستي و ربوبيت و مديريت وي (همان) گمراهي و ضلالت) و در نتيجه هلاكت و نابودي (قصص آيه 58) اشاره كرد.

 

ب. افراط در شادمانی

سرورر و شادی مثل دیگر لذت ها مطلوب انسان است . همین که یک لحظه تحقق یافت خواهش نفسانی ادامه آن به صورت فزاینده است. به حد که سبب غفلت و کوتاهی در وظایف فردی و اجتماعی و مانع رسیدن به کمالات انسانی می شود. از سوی دیگر، رو آوردن به چنین لذت ها به گونه ای نیست که فرد در یک حد قناعت نماید، بلکه بسان اعتیاد به مسکرات و مواد مخدر رشد فزاینده غیر قابل کنترل دارد.

ادامه این روند همان گونه که در مسکرات سبب تعطیلی خرد انسانی، در غیر آن سبب تعطیلی و ظایف فردی و اجتمای و مانع رسیدن انسان به کمالات انسانی می شود بنا بر این برخی عوامل شادی آفرین در اثر تزاحم با مصالح مهمتر و مانع رسیدن انسان به وظایف و تکالیف انسانی می شود؛ لذا در برخی روایات به حکمت مذمت برخی عوامل شادی آفرین اشاره شده است:

 حفص بن سالم (ابی ولاد) روایت نموده که از امام صادق (ع) در باره یکی از  اصحاب که فرد کثیرالصلاه است، اما فریفته لهو وغنا شده پرسیدم.

حضرت فرمود: آیا لهو و غنا او را از انجام تکالیف چون نمازه وروزه و عیادت مریض وتشیع جنازه باز می دارد؟

 گفتم: نه خیر، این کار او را از هیج کار خیر باز نمی دارد.

 فرمود: این عمل او از قدمگاه های شیطان بوده، ان شاء الله بخشیده می شود.

در این روایت امام (ع) دلیل عدم جواز لهو و غنا را به دلیل تزاحم آن ها با مصالح مهم تر دانسته است.

دراین روایت برغم این که غنا و مشابه آن از خطوات شیطان شمرده شده - بر فرض که بتواند باسایر روایات که به صورت مطلق از شنیدن غنا و علاقه به "لهو" منع می کند معارضه کند-  باز هم فرض جواز دو قید اساسی دارد:

الف: لهو و علاقه به شهوات از راه حلال باشد.

ب: هیج مانع در رسیدن به وظایف انسانی نشود؛ که در حقیقت بیان قضیه فرضیه است، که شاید وجود خارجی نداشته باشد.

در روایت فوق، حکمت عدم جواز شادی های زود گذر، فوت مصلحت مهم تر شمرده شده بود، اما در کلام دیگر از حضرت امیرالمؤمنین (ع) حکمت عدم جواز شادی های زود گذر رفتار وحرکات سبک کودکانه که با اوصاف مؤمنین سازگاری ندارد می باشد.

 

تفاوت افراد در ابراز شادی

ناگفته پیداست كه واكنش افراد نسبت به امور تأثيرگذار در روان و احساسات و عواطف با توجه به اختلاف روحيات و احساسات مختلف و متفاوت است. برخي افراد  از رسیدن یا دور شدن کم ترین چیزی به طرب می آیند، درحالي كه در ديگري تأثري را برنمي انگيزد و يا تأثر اندكي را به جا مي گذارد. بنابراين در يكي موجب سرور و در ديگري "فرح" و در برخي حتي موجب رقص و حركات بدني به عنوان واكنش هاي غيرمديّريت شده مي شود.

 اما معیار تشریع احکام الهی مصلحت و مفسده در نوع انسان هاست، نه فرد فرد. تفاووت حالات انسان ها در تشریه حکم کلی شرعی یکسان بوده، تأثیر در این جهت ندارد.

بنابراین و با توجه به این که یکی از آموزه های اساسی اسلامی اعتدال در امور حتی در کارهای که محبوب شریعت بوده، منوط بر اعتدال وبدور از افراط وتفریط می باشد.

 

ج. شادمانی کاذب

یک مربی مرشد در صورتی کامل و حقیقی  می باشد، که تمام ابعاد تربیتی متربی را مورد توجه قرار دهد، نه آن که تنها توجه به برخی ابعاد متربی نموده ، برخی دیگر را مورد غفلت قراردهد. که در این صورت تربیت ناقص خواهد بود.

قرآن به عنوان یگانه کتاب هدایت دستورات تربیتی واخلاقیش همراه رشد می باشد" انا سمعنا قرآنا عجبا یهدی الی الرشد ( جن /1و2) لذا دستورات تربیتی قرآن کامل، جامع و به همراه رشد می باشد. لذا رو آوردن به برخی شادی های کاذب زود گذر گرچه در قسمت از زندگی همراه شادی وخوشگذرانی باشد، اما غفلت از وظایف انسانی سبب ناراحتی و پریشانی در بخش دیگر از زندگی می شود. لذا بیش تر مشکلات اقتصادی و اجتماعی برخی افراد که گاهی سربار دیگران و جامعه می شوند و نیز برخی نابه هنجاری های اجتماعی ناشی از خوش گذارنی های کاذب است  که افراد در بخشی از عمر رو به شادی های کاذب آورده بود، یا میراث پدران است که قدر وقتشان را ندانسته، در نتیجه فرزندان میراث داران چنین شادی های کاذب می شوند! 

 قرآن می خواهد انسان ها در تمام  ابعاد زندگی، در دنیا و آخرت، نشاط وشادی واقعی داشته باشند، نه این که در بخشی از عمر پیمانه شادی را لبریز و در بخشی دیگر  در رنج ومحرومیت زندگی کنند. لذا قرآن ازشادی های کاذب زود گذر تعبیر به " لهو" نموده و بیش تر از 16 مورد کار های لهوی و غیر عقلائی را مذمت نموده است.

حضرات معصومین(ع) نیز با تأسی به قرآن در باره خطرات خوش گذارانی ها زود گذر بارها هشدار داده اند. حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: 

 حلاوة المعصية يفسدها أليم العقوبة. شیرینی معصیت را پیامدها وناراحتیش نابود می کند. ( غررالحكم ص : 187)

 ونیز فرمود:

مَا بَالُكُمْ تَفْرَحُونَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الدُّنْيَا تُدْرِكُونَهُ وَ لَا يَحْزُنُكُمُ الْكَثِيرُ مِنَ الْآخِرَةِ تُحْرَمُونَه. ( نهج‏البلاغة /167/ خطبه 113)  شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می گردید! و از متاع بسیار آخرت که از دست میدهید اندوهناک نمی شوید.

 باز فرمود:

لَيِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا فَأَعْرِضْ عَمَّا يُعْجِبُكَ فِيه. مظاهر دنیا مثل نرمی بدن مار فریبنده، اما زهر آن نیز مثل زهر مار کشنده است. (همان/ ص 458 /خطبه 68)

 

شادی ممدوح در قرآن

اما شادی های ممدوح از نظر قرآن زیاد است که به دلیل اختصار به ذکر برخی عناوین و آیات بسنده می شود:

□ شادى مؤمنان به فضل الهى و لطف او:

قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِك فَلْيفْرَحُوا هُوَ خَيرٌ مِمّا يجْمَعُونَ (يونس، 58)

□ شادى مؤمنان به نصر الهى:

يوْمَئِذٍ يفْرَحُ الْمُومِنُونَ بِنَصْرِ اللّهِ ينْصُرُ مَنْ يشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ  (روم، 4-5).4

□ شادى شهيدان به فضل الهى:

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ (آل عمران، 169-170).

 

شاد کردن دیگران

از نظر قرآن شادی و نشاط نه تنها مذموم نبوده، بلکه به راه رسیدن به آن سفارش نموده است. شاد نمودن دیگران را از حسنات و افراد که جهت ناراحتی دیگران تلاش می کند بدترین افراد شمرده است. از اين جهت است كه اسلام، زدودن اندوه را از دل افراد مؤمن سفارش مي نمايد و به استحكام پيوندها به ويژه صله رحم اهتمام ویژه دارد وحتی در کتاب های حدیثی باب را بدین منظوره گشوده اند( باب إدخال السرور على المؤمنين ) که حاکی از اهتمام اسلام به نشاط وشادابی واقعی برای انسان است. لذا امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:«... تبسم الرجل في وجه أخيه حسنة ، وصرفه القذى عنه حسنة ، وما عبد الله بشئ أحب إلى الله من إدخال السرور على المؤمن»... تبسم مؤمن به مؤمن و زدودن اندوه از چهره مؤمن از حسنات است ، وزدودن گرد و غبار از چهره مؤمنين از حسنات است و بهترين اطاعت از خداوند ومحبوب ترين آن نزد خداوند خوشحال نمودن مؤمنين است. " صرف القذي " به معني زدودن گرد و غبار از چشم يا اشك چشم به كار رفته است . بیان فوق لطيف ترين تعبير برای زدودن حزن و اندوه از دل است .

از نظر اسلام كسي که در جهت نفاق افگني يا محزون نمودن مؤمنين تلاش نمايد ، در حقيقت در جهت اهداف شيطان تلاش  مي كند و بايد از چنين چيزي به خداوند پناه برد.

خلاصه كلام در اين بخش اين است كه : اسلام دين نشاط و شادابي است و هر آنچه با آن منافات دارد يا منتهي به حزن و اندوه شود ازخطوات شيطان شمرده شده است؛‌ در اسلام هم در بعد اعتقادي و هم در بعد رفتاري زمينه نشاط و شادابي فراهم است؛ مثلا كسي كه ایمان به خدا و معاد دارد و اين كه هرگز انسان نابود نمي شود و مرگ جز انتقال از مكاني به مكان ديگر نيست همواره شاداب است. بر خلاف کسی که مرگ را نابودی و پایان زندگی می داند. براي هيچ انساني وحشتناك تر از نابودي نيست. وهم چنين اسلام  در بعد رفتاري كه تضمین کننده شادمانی واقعی است راه روشن را ترسیم نموده است.

 

نتیجه گیری

نگاه قرآن و روایات اسلامی به نشاط و شادابی نگاه مثبت و آن را از علائم مؤمنان و اوصاف بهشتیان شمرده است. اما مذمت آن به جهت تقارن با موضوعات مذموم و مکروه شریعت بوده است.

 

 

طراحي سايت - فروشگاه اينترنتي - ميزباني وب و ثبت دامنه
طراحي سايت - فروشگاه اينترنتي - ميزباني وب و ثبت دامنه