|
احادیث منتخب
علی (ع):
ميانهرو تنگدست نمىشود
مأ أعال من اقتصد
ترجمه:
كسى كه در خرج كردن ميانهروى كند، تنگدست نمىشود.
شرح:
بهترين راه، براى داشتن يك زندگى آسوده و راحت، ميانهروى در خرج كردن است. و اين، راهى هست كه در اسلام و قرآن به ما مىآموزند. خداوند، در قرآن كريم، به مؤمنان ميفرمايد: كه در زندگى ميانهرو باشند. نه آنقدر خسيس باشند و كم خرج كنند كه حتى آسايش خود و خانوادهشان خراب شود. و نه آنقدر ولخرج باشد و مال خود را دور بريزند كه به فقر و تنگدستى دچار شوند.
سخن امام عليهالسلام نيز به ما مىآموزد: انسان، هر قدر هم كه در آمد زياد داشته باشد، اگر در خرج كردن اندازه نگه ندارد، در آمدش تمام مىشود، و خودش نيز تنگدست و محتاج مىشود، اما كسى كه عقل معاش دارد پولش را به اندازه خرج مىكند، هيچگاه تنگدست و محتاج نخواهد شد.
قال علي عليه السلام
در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
أحبب حبيبك هونا ما، عسى أن يكون بغيضك يوما ما، و أبغضك هونا ما، عسى أن يكون حبيبك يوماما.
ترجمه:
در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
شرح:
در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت. چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست ميشويم، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است، ميتواند از دانستههاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربههايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد.
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم. يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم، و آنقدر دربارهاش سخنان زشت و زننده بگوئم، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم.

قال علي عليه السلام:
و أكثر أن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من أبواب الشكر
ترجمه
به افراد پائينتر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستنها، درهاىشكر گزارى را به روى تو باز مىكند.
شرح
انسان بايد، در مورد نعمت هائى كه خداوند به او داده است، هميشه شكرگزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمت هاى خدا را مي داند؛ به خاطر آن ها در برابر خداوند شكرگزار باشد، لياقت و شايستگى رسيدن به نعمت هاى بيش تر را نيز به دست آورد.
اما كسى كه قدر نعمت هائى كه خداوند به او داده نداند، نعمت هاى خدا را تلف مىكند و نشان مىدهد لياقت آن نعمت ها را ندارد. در آن صورت، نه تنها نعمت بيش ترى بدست نمىآورد، بلكه آن چه كه دارد، از دست مىدهد.
ما براى اين که قدر نعمت هاى خداوند را بدانيم، بايد هميشه به افراد پائينتر از خود نظر داشته باشيم. يعنى كسانى را نگاه كنيم كه كم تر از ما، از نعمتهاى خداوند برخوردار شدهاند. در اين صورت، نه تنها از آن چه داريم ناراضى نخواهم بود، بلكه احساس رضايت و خوشنودى خواهيم كرد. و از خداوند سپاسگزار خواهيم بود.
هر چه بيش تر به اين گونه افراد نگاه كنيم، درهاى شكرگزارى بيش ترى به روى ما باز خواهد شد، زيرا دراين نگاه كردن ها، به نعمتهاى خود بيش تر آگاه خواهيم شد و شكر خداوند را بيش تر به جاى خواهيم آورد.
سعدى، شاعر بزرگ ايرانى مىگويد:
در ايام جوانى، روزى كفش نداشتم و از اين رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسيار گله و شكايت مي كردم؛ اما وقتى بيرون رفتم، مردى را ديدم كه كنار ديوار نشسته است و پا ندارد. با ديدن او، يك باره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكر گزارى كردم كه اگر كفش ندارم، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش هم مىتوانم با آنها راه بروم.
ما نيز به جاى آنكه به پاى بى كفش خود نگاه كنيم، بايد به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگريم و خدا را شكر گوئيم.
البته آنچه كه شرح داده شد، دليل اين نيست كه انسان، پيوسته زندگى خود را در يك حالت سكون نگه داشته و به عنوان رضايت از تقدير، هيچ گاه حقوق خود را مطالبه نكند.
در زمان طاغوت از اين نصيحت سعدى براى ساكت نگه داشتن مردم استفاده مي كردند؛ ولى آن چه كه ما امروز مي گوئيم فقط براى شكر نعمت هاى الهى است و بس.
معيار زشتى كارها
قال علي عليه السلام
و احذر كل عمل يعمل به فى السرو يستحيى منه فى العلانيه، و احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه انكره أو اعتذرمنه.
ترجمه
از كارى كه در نهان انجام مىشود و در آشكار شرم آور است، بپرهيز و نيز از كارى كه اگر انجام دهندهاش، در باره آن بپر سند، يا انجام آن را انكار مىكند و يا به خاطر آن پوزش مىطلبد، دورى كن.
شرح
بسيار كسان هستند كه دلشان نمي خواهد كار بد انجام دهند و مورد سرزنش مردم و خشم و نارضايى خدا قرار گيرند. ولى چون گاهى نمىتوانند فرق ميان خوب و بد را تشخيص دهند، به طور ناخواسته و نا آگاهانه مرتكب اعمال ناپسند مىشوند.
از اين رو، براى آن كه كار خوب از كار بد مشخص شود و انسان بتواند فرق بين اين دو را بشناسد و كار بد انجام ندهد، امام عليهالسلام دو قانون و نشانه ساده و آسان تعيين فرموده است:
اول آن كه كار بد، آن است كه به طور پنهانى و دور از چشم ديگران انجام داده مىشود، زيرا انجام آن به طور آشكار و برابر چشم مردم، باعث شرم و خجالت است.
دومين نشانه كار بد، آن است كه انجام دهنده آن را مورد پرسش قرار دهند كه چرا چنان كارى كرده است، يا انكار مي كند و ميگويد: «من چنين كارى نكردهام» و يا به خاطر انجام آن كار، عذر خواهى مىكند و ميگويد: «مرا ببخشيد، از روى نادانى چنين كارى كردهام ».
پس ما نيز، هر گاه ديديم كارى كه مي خواهيم انجام دهيم، يكى از اين دو نشانه را دارد، بايد بدانيم كه كار بدى است، و از انجام آن خوددارى كنيم.
.jpg)
پرهيز از دوستى با
اشخاص بد كار،تنگ نظر، نادان و...
قال علي عليه السلام
اباك و مصادقه الاحمق، فانه يريد ان ينفعك فيضرك و مصادقه البخيل، فانه يبعد عنك احوج ماتكون اليه
و اياك و مصادقه الفاجر، فانه يبيعك بالتافه
و اياك و مصادقه الكذاب، فانه كالسراب: يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القرب
ترجمه
از دوستى با نادان بپرهيز، چون او مي خواهد به تو سود برساند، ولى از روى نادانى زياد ميرساند.
از دوستى با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها مي كند.
از دوستى با شخص بدكاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمت ها تو را مىفروشد.
و از دوستى با دروغ گو بپرهيز، چون او، مانند سراب، فريبت مي دهد؛ دور را در نظرت نزديك نشان مي دهد و نزديك را دور جلوهگر مي سازد.
شرح:
يكى از مهم ترين مسايل اسلامى، كه هم پيامبران اكرم (ص) و هم امام عليهالسلام، درباره آن بسيار سفارش كردهاند، مسئله انتخاب دوست و همنشين است. كسانى كه خصوصيات زشت و ناپسند، و صفات بد و نامطلوب دارند، بر روى دوستان و معاشران خود نيز تأثير منفى مي گذارند و به آنان، زيان هاى جبرانناپذير مىزنند. از اينرو، در انتخاب دوست، بايد كمال مراقبت را به عمل آوريم و دستكم، كسانى را كه داراى چهار خصوصيت زشت((نادانى))،((بخل))،((بدكارى)) و((دروغگويى)) هستند، به عنوان دوست انتخاب نكنيم.
شخص نادان، هر چند هم كه مهربان و صميمى باشد، از آن جا كه عقل كافى ندارد، موارد سود و زيان را نيز تشخيص نمي دهد؛ به همين جهت، حتى وقتى مي خواهد به دوست خود سودى برساند، از روى نادانى، كارى ميكند كه به زيان دوستش تمام شود.
شخص بخيل، يا تنگ نظر، نيز چون به مال دنيا بيش از هر چيز ديگرى دلبستگى دارد و حاضر نيست ذرهاى از مال خود را از دست بدهد، تا زمانى به دوستى خود با ديگران ادامه مي دهد، كه به او نيازمند نباشند؛ اما همين كه يكى از دوستانش به او نيازمند شود، حتى اگر در اوج نيازمندى باشد و تمام زندگىاش به اندكى گذشت و بخشش از سوى او بستگى پيدا كند، باز حاضر به گذشت و چشم پوشى از مال دنيا نمىشود، و دوست خود را در آن اوج احتياج، رها ميكند و به حال خود مىگذارد.
بد كاره، يا كسى كه در روى زمين به فسق و فجور و فساد دست ميزند، نيز از كسانى است كه بايد از دوستى با او پرهيز كرد.
شخص بد كاره، عزت و شرافت انسانى خود، و سعادت و رستگارى آخرت خود را، در برابر كم ارزشترين چيزها از دست مىدهد. بنابراين، مسلم است كه چنين كسى، براى دوستان نيز، ارزشى قائل نخواهد شد، و آن ها را در برابر اندك چيزى خواهد فروخت.
دروغ گو نيز، شايسته دوستى نيست؛ چون او نيز، مانند سراب كه از دور به شكل آب ديده ميشود و از نزديك چيزى جز خاك و ريگ بيابان نيست، هميشه به فكر فريب دادن است. شخص دروغ گو، هميشه با دروغ هاى خود، كارهاى خوب را به صورت كارهاى((بد)) وانمود مي كند و كارهاى بد را به صورت((خوب)) نشان مي دهد.
در نتيجه، كسي كه با شخص دروغگو دوستى كند، فريب حرف هاى او را مي خورد و دو عيب بزرگ در زندگى پيدا مي كند:
نخست آن كه، از كارهاى خوب روي گردان مي شود، چون خيال مي كند كه آن كارها ((بد)) است. و ديگر آن كه، به انجام كارهاى بد مىپردازد، چون به خاطر حرف هاى دوست دروغ گوى خود، گمان مي كند كه آن كارها ((خوب)) است.
اي عزيز وقتى مي خواهى با كسى دوست شوى مراقب باش كه او، جزو هيچ كدام از اين چهار گروه نباشد. چون امام عليهالسلام، به خاطر خير و صلاح مسلمانان، سفارش كرده است كه از دوستى با اين گونه افراد، دورى كنند.
هشدار، مژده است
انتقاد بجا، انسان را متوجه اشتباه خود ميكند
قال علي عليه السلام : من حدرك، كمن بشرك
ترجمه:
كسى كه تو را هشدار مي دهد، مانند كسى است كه به تو مژده مىدهد.
شرح
گاهى پدر و مادرها و بزرگ ترها و دوستان خوب و دلسوز، از روى خيرخواهى و براى آن كه ما را از انجام كارهاى بد باز دارند، مجبور مي شوند به جاى نرمش و ملايمت، با لحنى تند و درشت، هشدار دهند و ما را- از كارى كه مىخواهيم انجام دهيم- بر حذر و بيم ناك سازند.
ممكن است بعضى افراد، اين گونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند و از لحن تند و هشدار دهنده كسى كه با درشتى از انجام كار بد آن ها جلوگيرى مي كند، ناراحت شوند.
ولى، اين را بدان كه:
وقتى كسى با درشتى و تندى، به تو هشدار مي دهد و از انجام كارهاى بد تو جلوگيرى مي كند، مثل كسى است كه بالحنى ملايم و مهرآميز، به تو مژدهاى را مي دهد.
مثال
وقتى كسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازيگوشى در خانه باز مي دارد و بالحنى تند مي گويد: ((در خواندن درس هايت تنبلى نكن؛ چون بيسواد و بيكاره بار مىآيى و بدبخت ميشوى))، مثل كسى است كه به تو مژده مي دهد و مي گويد: ((شاگرد اول شدهاى و بزرگ ترين جايزه نصيب تو شده است)).
پس، از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو؛ بلكه خوشحال و متشكر باش. زيرا انتقاد بجا، انسان
همه كاره، هيچكاره
من أوما الى متفاوت خذلته الحيل
ترجمه
كسى كه به كارهاى پراكنده بپردازد، از يافتن راه حل صحيح براى آن ها ناتوان مىماند.
شرح
يك ضربالمثل فارسى، كه به پيروى از كلام امام عليهالسلام، در زبان ما پيدا شده است مىگويد: (( همه كارها، هيچكارهاند! ))
ولى متأسفانه، اين عيب در بعضى از افراد وجود دارد كه خود را ((همه كاره)) مىدانند. يعنى در آن واحد، به چند كار مختلف مىپردازند و انتظار هم دارند كه در تمام آن كارها موفق و سر بلند باشد. در حالي
كه چنين افرادى، نه تنها در كار خود موفق نمىشوند، بلكه به ده ها مشكل و ناراحتى نيز برخورد مىكنند كه از چاره جويى و يافتن راه حل آنها عاجز مىمانند.
علاوه برآن، باعث مىشوند كه چرخ امور جامعه نيز بخوابد و به افراد اجتماعى هم لطمه بخورد. زيرا در جامعه بشرى، كارهاى مردم، به يكديگر مربوط و پيوسته است، به طورى كه اگر در يك گوشه از جامعه، كارى معطل بماند و به خوبى انجام نشود، كارهاى ديگران هم بر اثر آن، معطل خواهد ماند.
از قديم گفتهاند: ((شكارچى طمع كارى كه در آن واحد، دنبال دو خرگوش بدود، هيچ كدام را نمىتواند شكار كند)). انسانى هم كه بخواهد در آن واحد، دنبال چند كار برود، هيچ كدام از آن كارها را ياد نمىگيرد و در هيچ رشتهيى، نمىتواند مهارت لازم را بدست آورد.
بدون شك، اگر كسى بگويد: ((من هم پزشكى مىدانم، هم معمارى مىكنم، هم نان مىپزم، هم قالي باف هستم، هم در نجارى و در و پنجره سازى مهارت دارم و هم راديو و تلويزيون تعمير مىكنم)) مطمئن باشيد كه هيچ كدام از اين كارها را بلد نيست. و اگر هم از هر يك از اين كارها، اطلاعى داشته باشد، اطلاع او آن قدر كم و ناچيز است كه هيچ گاه موفق نخواهد شد يكى از اين كارها را به درستى انجام دهد.
پس، انسان عاقل كسى است كه:
به جاى آن كه فكر و وقت خود را تلف كند و از هر كارى، مقدار كمى ياد بگيرد، نيروى خود را صرف يادگيرى و انجام يك كار كند تا هم در زندگى شخصى موفق شود و هم وجودش براى جامعه فايده بيش ترى داشته باشد.
را متوجه اشتباه خود ميكند و باعث برطرف شدن عيب و ايراد ميگردد.
آخرين بروز رساني ( سه شنبه, 29 دی 1388 14:17 )
|